تبلیغات

كیـمیـای محبـت - حکایت دیدار2
كیـمیـای محبـت
کیمیا،محبت اهل بیت است
1389/07/14 :: نویسنده : منتظر
او نه دانشمند نامداری بود و نه چهره شناخته ‌شده و مشهوری، امّا مرد كاسب دین‌باور و پرواپیشه‌ای بود كه به راستی از خوبان عصر خویش بود، یعنی معتقد بودند كه از اوتاد و ابدال است، امّا ناشناخته و گمنام می‌زیست. در تهران پینه‌دوزی می‌كرد.

آقا سیّد كریم محمودی

او نه دانشمند نامداری بود و نه چهره شناخته ‌شده و مشهوری، امّا مرد كاسب دین‌باور و پرواپیشه‌ای بود كه به راستی از خوبان عصر خویش بود، یعنی معتقد بودند كه از اوتاد و ابدال است، امّا ناشناخته و گمنام می‌زیست. در تهران پینه‌دوزی می‌كرد، و بسیاری از علمای اهل معنا معتقد بودند كه گاهی حضرت بقیة‌الله ـ صلوات الله علیه ـ به مغازة محقّر او تشریف می‌برند، و با او می‌نشینند، هم صحبت می‌شوند و مشكلات و حوائج بسیاری از مردم را به واسطة او حل می‌فرمایند. گویی آن بندة خوب خدا ـ به نوعی ـ واسطة میان مردم و آن خورشید آسمان امامت بود، امّا مردم از مقام او غافل بودند و او را نمی‌شناختند.

بزرگانی كه او را می‌شناختند گاهی به امید شرفیابی خدمت امام عصر(ع) ساعت‌ها در مغازة او می‌نشستند و انتظار ملاقات حضرت را می‌كشیدند، شاید هم بعضی‌ها بالاخره به خدمتش مشرف می‌شدند.

یكی از بزرگان می‌فرمودند: وقتی ساعتی را در مغازة آسیدكریم می‌نشستیم، آن قدر حال معنویت او قوی و نگاه به چهره و رفتار او مؤثر بود، كه در اثر مجالست با او تا چندین روز شارژ بودیم و حال و هوای پرواز به سوی معنویات را داشتیم.

مرحوم سیّد كریم اهل دنیا نبود حتی خانة مسكونی نداشت و تنها راه درآمدش كفّاشی و پینه‌دوزی بود. او مدّتی در تهران در كوچة غریبان، در منزل یكی از بازاری‌ها زندگی  می‌كرد و با اینكه صاحب‌خانه رعایت حال او را می‌كرد، امّا نمی‌دانست كه مستأجر او چه انسان بلندمرتبه و بزرگواری است.
بالاخره پس از اتمام زمان اجاره به او می‌گوید: آقا سیّد كریم! اگر ممكن است منزل ما را با كمال معذرت تخلیه كنید، چرا كه خودمان بدان نیازمندیم. سپس به او ده روز مهلت داده كه منزل دیگری برای خود تهیّه كند. سیّد در ده روز هر چه دست و پا می‌كند و به هر دری می‌زند، جایی پیدا نمی‌كند؟ چون كه دارای زن و چند فرزند بوده و صاحب خانه‌ها به خانواده‌های بدون كودك با كم تعداد، خانه اجاره می‌دادند. سرانجام كار به جایی می‌رسد كه صاحب منزل می‌گوید: «آقا سیّد! دیگر راضی نیستم در منزلم بمانی». سیّد كریم هم با شنیدن این جمله به ناچار اثاث منزل خویش را جمع می‌كند و در گوشه‌ای از كوچه پرده‌ای می‌كشد و در سرمای زمستان كرسی می‌گذارد و خانوادة خویش را در آنجا پناه می‌دهد، تا خانه‌ای بیابد. در شدت ناراحتی و غصه بود و در افكار خودش غوطه‌ور كه چه باید كرد، كه ناگاه متوجه می‌شود، حضرت ولی‌عصر امام زمان(ع) نزدیك می‌شوند، سیّد كریم فوری به نزد آن حضرت می‌رود و عرض اخلاص و ارادت می‌نماید، آن حضرت می‌پرسند: سیّد كریم! چه می‌كنی؟ می‌گوید: سرورم! خود می‌دانید. آن گرامی می‌فرمایند، دوستان ما باید در فراز و نشیب‌ها شكیبا باشند، اجدادمان مصیبت‌های زیادی كشیده‌اند. سیّدكریم می‌گوید: درست است، خاندان پیامبر در راه خدا هر گونه رنج و فشار و آوارگی و زندان و شهادت و اسارت دیده‌اند، امّا خدای را سپاس كه مصیبت كرایه‌نشینی ندیده‌اند كه در فصل زمستان رانده شوند. حضرت تبسّمی نموده و جملاتی به این مضمون می‌فرمایند: آری! امّا مهم نیست، نگران نباش، درست می‌شود؛ ما ترتیب كارها را داده‌ایم، من می‌روم، پس از چند دقیقه دیگر مسئله حل می‌شود و می‌روند. آن گاه به فاصله چند دقیقه مرحوم حاج‌سیّد مهدی خرازی كه از نجّار خوب تهران و اندكی هم به عظمت معنوی آقا سیّد كریم آشنا بود، از راه می‌رسد، و وقتی آقا سیّد كریم را آنجا می‌بیند غرق در تعجّب می‌شود، می‌گوید: من شب قبل حضرت ولی‌عصر(ع) را در خواب دیدم، ایشان به من فرمودند: فردا صبح فلان منزل را به نام سیّد كریم می‌خری و در فلان ساعت او در فلان كوچه نشسته، می‌روی و كلید منزل را به او می‌دهی. من ازخواب بیدار شدم، ساعت 8 صبح به سراغ منزل رفتم، دیدم صاحب آن خانه می‌گوید: چون مقروض بودم، دیشب متوسّل به حضرت بقیة‌الله ـ ارواحنا فداه ـ شدم كه این خانه به فروش برسد تا من قرضم را بدهم. من خانه را كه در بازارچة «علی شهریاری» بود خریدم و كلیدش را گرفتم و وقتی خدمت مرحوم سیّد كریم رساندم كه تازه حضرت صاحب‌الزمان(ع) تشریف برده بودند. كلید خانه را تحویل سیّد كریم داده و او را به خانه جدید می‌برد.

اگر لطفی كنی آیی كنارم
به خاك پای تو سر می‌گذارم
برای دیدنت جز نیمه جانی
كه بر لب آمده چیزی ندارم
از این دنیا فراقت كرده سیرم
از آن ترسم به هجرانت بمیرم
اگر خواهی نباشی همدم من
به دام خود چرا كردی اسیرم؟
(علی‌اصغر یونسیان)

پیام‌ها و برداشت‌ها
1. از اوتاد و ابدال بودن در هر كسبی ممكن است. مهم، عمل به وظیفه است. اوتاد سی نفرند، و همان‌گونه كه كوه‌ها اوتاد و میخ‌های زمین‌اند1، اینان2 نیز وجودشان حافظ و نگهدارندة زمین از بسیاری بلاهای آسمانی و ارضی است و به بركت آنها بسیاری از مشكلات و بلاها از مردم دفع یا رفع می‌گردد. هر كدام از آنها كه از دنیا بروند، فرد شایستة دیگری جانشین او می‌گردد.3

ابدال هم، چنان‌كه مرحوم طریحی در مجمع‌البحرین می‌گوید: «جمعی از صالحان می‌باشند كه همواره در زمین هستند. وقتی یكی از آنها فوت كرد، خداوند بدل او شخص صالح دیگری را می‌گذارد».4

و در روایتی از امیرالمؤمنین(ع) است كه:
«ابدال در شام و نجبا (انسان‌های پاك‌سرشت و خوش‌نفس) در مصر و عصائب (جوانمردان رشید و نیرومند) در عراق هستند».5
2. ورود امام عصر(ع) به مغازه و محل كسب، پیامی برای همه انسان‌ها، در هر شغلی، دارد كه اگر انسان خود را پاك كرد و از انحراف فكری و اخلاقی و زشتی عمل خود را شست‌وشو داد، فضای محل زندگی و محل شغل او آن چنان نورانیتّی پیدا می‌كند كه زمینه برای ورود محبوب دل‌ها و نور افشانی به آن مكان فراهم می‌گردد.
بقیه در ادامه مطلب


3. واسطه‌های فیض كه از طرف امام زمان(ع) مأذون در رفع گرفتاری‌ها و مشكلات مردم می‌شوند بسیار هستند ولی ناشناخته و مكتوم می‌باشند. یكی از بزرگان می‌فرمودند: آقا سیّد كریم آنچه در آمد از راه پینه‌دوزی داشت، زیر پای خویش می‌گذاشت. ولی گاه می‌شد كه چند برابر مبلغی كه به دست آورده بود را به فقیری كمك می‌كرد. یك روز كه آسیدكریم برای كاری از مغازه بیرون رفت، فرش او را كنار زدم، ببینم چه مقدار پول در آنجا هست؟ با كمال تعجب دیدم هیچ پولی وجود ندارد.

4. غالباً انسان‌های وارسته از دنیا و پیوسته به عقبا، گمنام هستند و جز افرادی كه از نزدیك با آنها در ارتباط هستند و به خاطر مصلحت‌هایی، اطّلاع از كار آنها را پیدا می‌كنند، دیگران آنها را افرادی عادی می‌پندارند. سپس آنگاه كه فوت می‌كنند، اطرافیان اجازه پیدا می‌كنند كه آنها را معرّفی نمایند. اگر كسی در راه خداوند متعال قدم بردارد و خواهان سیر الی‌الله و سلوك به سوی او باشد، هر گاه حكمت ایجاب نماید، با چنین افرادی مرتبط می‌شود و یا اینكه آنها به سراغ او می‌آیند و دستش را گرفته، به سر منزل مقصود می‌رسانند.

5. انقطاع از دنیا یكی از رموز امكان پرواز به عالم ملكوت است. آن گاه كه انسان فرو رفته در دنیا و لذائذ آن مستعد حالت سنگینی بر زمین پیدا می‌كند و گویا چسبیده به زمین شده و نمی‌تواند عروج به عالم معنویت كند. چنانچه بسیار بودند كسانی كه با حضرت ابی‌عبدالله‌الحسین(ع) تا كربلا و تا شب عاشورا همراهی كردند، ولی وقتی امام(ع) بیعت خویش را از عهده آنها برداشتند و آنها را در ماندن و رفتن مخیّر نمودند، بلند شدند و دسته دسته به بهانه‌های گرفتاری دنیا، رفتند و زندگی دنیا را بر شهادت در ركاب حضرت سیدالشهداء(ع) ترجیح دادند. به این آیه قرآن توجه کنید:

یا أیـّها الذّین آمنوا مالكم إذا قیل لكم انفروا فی سبیل‌الله إثّاقلتم إلی الأرض أرضیتم بالحیاة الدّنیا من الآخرة فما متاع الحیاة الدّنیا فی الآخرة إلاّ قلیلٌ؛6 ای كسانی كه ایمان آورده‌اید! چرا هنگامی كه به شما گفته می‌شود به سوی جهاد در راه خدا حركت كنید، بر زمین سنگینی می‌كنید (و سستی به خرج می‌دهید)؟! آیا به زندگی دنیا به جای آخرت راضی شده‌اید؟! با اینکه متاع زندگی دنیا در برابر آخرت، جز اندكی نیست.

6. از وظایف مهم هر مسلمانی، رعایت حق‌النّاس در همة زمینه‌ها است و آنان‌كه به وظایف دینی اهتمام بیشتری می‌ورزند، بیشترین حدّ تجلی را در حق‌النّاس رعایت می‌كنند ولو آنكه خود را در مشكلاتی بیندازند. همچنین آقا سیّد كریم كه در فصل سرما، خانه را تخلیه كرد، به خاطر آنكه صاحب‌خانه دیگر راضی به سكونت او در آنجا نبود، خود و زن و بچة خویش را كنار كوچه آواره كرد تا راه گشایشی برای او برسد.
امام صادق(ع) می‌فرمایند: «خداوند به چیزی افضل و ارزشمندتر از ادای حقّ مؤمن، عبادت نشده است».7

و امیرالمؤمنین(ع) می‌فرمایند: «خداوند سبحان حقوق بندگانش را مقدم بر حقوق خودش قرار داده است، پس هر كه قیام به حقوق بندگان خدا كند، كار او منجر به قیام به حقوق الله می‌شود».8
7. صبر و شكیبایی در مشكلات، باعث پیروزی و ظفر بر مقصود می‌شود.9
امیرالمؤمنین(ع) می‌فرمایند: شیرینی ظفر و پیروزی، تلخی صبر كردن را از بین می‌برد.10

8. كسانی كه با كهف حصین و غیاث المضطرّ المستكین، امام زمان(ع) در ارتباط هستند، اگر با مشكلی در زندگی مواجه شوند، قبل از وقوع مشكل، امام(ع) به فكر رفع مشكل او هستند، گرچه خود شخص اطلاع ندارد كه فردا در چه مشكلی واقع می‌شود. آقا سیّد كریم وقتی اثاثیه منزل را بیرون آورد و كنار كوچه گذاشت، متحیرانه ایستاد، متوجه شد كه شب قبل، آن تاجر محترم یعنی حاج سیّد مهدی خرازی خواب دیده و امام(ع) سفارش حلّ مشكل آقا سیّد كریم را به او نموده‌اند. و چه بسیار كه ما به فكر مولای خود نیستیم امّا آقا به فكر حل مشكلات ما هستند.
9. امام(ع) حواله به پول هر كس نمی‌دهند. مسلم باید پول شخص حلال باشد تا امام(ع) منّت بر او گذاشته و به او حواله برای خرج كردن در امر خیر دهند، وگرنه هر مالی قابلیت برای هزینه شدن در هر كار خیری ندارد.11

10. در این جریان می‌بینیم كه فروشندة آن خانه هم برای ادای قرض خویش مدت‌ها نگران بوده و می‌خواسته خانة خود را بفروشد ولی مشتری برای خانة او پیدا نمی‌شده است، تا اینكه برای فروش خانه متوسل به حضرت ولی‌عصر(ع) می‌شود. راستی عجیب است ارتباط پیدا كردن بسیاری از قضایا با هم. از زمانی كه فروشنده آن خانه بدهكار و مقروض به مردم می‌شود، خدای رحمان و رحیم می‌داند كه در نهایت چگونه خانة او را به فروش برساند كه هم مشكل قرض او ادا شود و هم از طرف دیگر، آقا سیّد كریم در موقعیت اضطراری خاص، به كیفیتی كه آن تاجر خواب ببیند، صاحب منزل شود. خلاصه اگر همیشه متوسل به پروردگار بودیم و در فراز و نشیب زندگی خدا را فراموش نكردیم، خدای عزیز و مهربان، با ارتباط دادن بسیاری از قضایا، به گونه‌ای آبرومندانه مشكلات را حل می‌نماید كه عقل‌ها متحیر و مبهوت می‌ماند.

ریزم ز دیده اشك غم‌اندر هوای تو
جان‌های عاشقان تو بادا فدای تو
هر چند روسیاهم و شرمنده و حقیر
روز و شبان همی طلبم من لقای تو
آیینة جمال و جلال خدا تویی
گردیده خلق، عالم امكان برای تو
فیض خدا به هر كه رسد از تو می‌رسد
امروز ما سوای تو باشد گدای تو
ای قبله‌گاه عالم و آدم ز جای خیز
تا سر نهند جمله خلائق به پای تو
شخصت ز دیده گرچه نهان است در جهان
لیكن به قلب شیفتگانست جای تو
در انتظار مقدم پاكت نشسته‌اند
ببینند تا كه دولت بی‌انتهای تو
لبریز گشته ظرف جهان از جفا و جور
بر پا لوای عدل نماید خدای تو
حیران اسیر مهر تو گردیده از ازل
خاكش سرشته گشته ز آب ولای تو
(آیت‌الله میرجهانی)


سید ابوالحسن مهدوی
ماهنامه موعود شماره 92

پی‌نوشت‌ه
ا:
1. والجبال اوتاداً؛ سورة نبأ (78)، آیة 7.
2. غیبت طوسی، ص 102؛ بحارالانوار، ج 52، ص 158.
3. مجمع‌البحرین، ماده بدل.
4. همان.
5. مجمع‌البحرین، ماده عصب
6. سورة توبه (9)، آیه 38.
7. اصول كافی، ج 2، ص 170.
8. غررالحكم.
9. همان.
10.همان.
11. داستان جامع شیخ مجتبی كلماسی.



نوع مطلب :
برچسب ها :


درباره وبلاگ

وقتى سخن از ظهور به میان مى آید احساس دلپذیرى به آدمى دست مى دهد. گویى در فضاى باغى سبز و كنار نهرى جارى نشسته است و به آواز خوش بلبلان گوش مى دهد. آرى
ظهور زیبائى ها و انتشار خوبى ها جان و تن خستگان را نشاط مى بخشد و برق شادى در چشمان امیدواران روشن مى كند.
در این وبلاگ سعی می شود درباره ظهور حضرت مهدى (عج) و آنچه در سایه سار حضور عینى او رخ خواهد داد سخن گوییم
و به تماشاى جمال بى مثالش بى حجاب غیبت مى نشینیم.
امیدوارم از مطالب این وبلاگ در جهت آشنایی بیشتر دیگر هموطنان عزیزم با امام عصر در جامعه بهره ببرید.
التماس دعا
با تشکر

مدیر وبلاگ : منتظر
پیوندهای روزانه
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

كد نوحه

كد مداحی