تبلیغات

كیـمیـای محبـت - حکایت
كیـمیـای محبـت
کیمیا،محبت اهل بیت است
1389/07/16 :: نویسنده : منتظر
خیلی زیباست پیشنهاد میکنم بخونید:

این حكایت را زین العابدین سلماسی، شاگرد سیّد بحرالعلوم به نقل از او روایت كرده است.

شبی سیّد بحرالعلوم در مسجد كوفه بود تا نافلة شب را به جای آورد و تصمیم داشت اوّل صبح به نجف باز‌گردد تا كار تحقیق و مذاكره به تأخیر نیفتد. او در دل شوق زیارت مسجد سهله را داشت؛
در حالی كه تردید داشت برود یا نرود، ناگهان بادی همراه با گرد و غبار وزیدن گرفت و او را به سوی مسجد سهله كشاند. او وارد مسجد سهله شد. در آن زمان كسی در مسجد نبود و تنها یك شخص بزرگوار در مسجد مشغول مناجات با پروردگار بود.
او به گونه‌ای مناجات می‌كرد كه دل‌های سنگ و سخت آب می‌شد و آب از چشمان هر كس سرازیر می‌شد. او دریافت كه این مناجات، فی البداهه خوانده می‌شود.
 او سر جایش ایستاد و از شنیدن آن لذّت می‌برد تا اینكه آن شخص از مناجات خود فارغ شد. به سیّد نگاه كرد و به زبان فارسی فریاد زد. «مهدی بیا». سیّد به سمت او رفت و ایستاد. به او دستور داد نزدیك‌تر بیاید و سه بار این دستور تكرار شد تا آنجا كه دست ایشان به سیّد می‌رسید. سپس دست شریفشان را به سوی سیّد دراز كردند. زمانی كه سید به اینجا رسید، سخن خود را عوض و سپس عنوان كرد كه این سخن، سرّ است و نباید بازگو شود.





نوع مطلب : انتظار، 
برچسب ها :


درباره وبلاگ

وقتى سخن از ظهور به میان مى آید احساس دلپذیرى به آدمى دست مى دهد. گویى در فضاى باغى سبز و كنار نهرى جارى نشسته است و به آواز خوش بلبلان گوش مى دهد. آرى
ظهور زیبائى ها و انتشار خوبى ها جان و تن خستگان را نشاط مى بخشد و برق شادى در چشمان امیدواران روشن مى كند.
در این وبلاگ سعی می شود درباره ظهور حضرت مهدى (عج) و آنچه در سایه سار حضور عینى او رخ خواهد داد سخن گوییم
و به تماشاى جمال بى مثالش بى حجاب غیبت مى نشینیم.
امیدوارم از مطالب این وبلاگ در جهت آشنایی بیشتر دیگر هموطنان عزیزم با امام عصر در جامعه بهره ببرید.
التماس دعا
با تشکر

مدیر وبلاگ : منتظر
پیوندهای روزانه
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

كد نوحه

كد مداحی