كیـمیـای محبـت - مطالب شهریور 1388
كیـمیـای محبـت
کیمیا،محبت اهل بیت است
1388/06/29 :: نویسنده : منتظر
سلام
عید سعید فطر رو به همه ایرانیای عزیز مخصوصا مخصوصا ایرانیهای واقعی
(بجز سبزها)
تبریک میگم
امیدوارم موفق باشید
یا علی





نوع مطلب :
برچسب ها :
احمدی نژاد در جمع راهپیمایان روز قدس:
روز قدس روز عدالت خواهی و آزادیخواهی است

خبرگزاری فارس: رئیس جمهور گفت: روز قدس روز عدالت خواهی و آزادیخواهی است و با بازگشت صهیونیست‌ها به جای قبلی خود، مردم دنیا به آرامش دست پیدا می‌كنند.


به گزارش خبرنگار حوزه دولت خبرگزاری فارس، محمود احمدی نژاد رئیس جمهور كشورمان در حالی كه جمع زیادی از مردم در اطراف وی حلقه زده بودند، در جمع خبرنگاران گفت: با بازگشت صهیونیست‌ها به جای قبلی خود، مردم دنیا به آرامش دست پیدا می‌كنند.
وی با توصیف روز قدس گفت: روز قدس روز عدالت خواهی و آزادیخواهی است.







نوع مطلب : اخبار روز، 
برچسب ها :
1388/06/25 :: نویسنده : منتظر

 راز طول عمر  امام زمان(عج)

قبل از هر چیز من بر این باورم كه بحث و مجادله درباره طول عمر حضرت مهدی روحی فداه بحثی هدفدار و سازنده و پایه ای نیست، بلكه بحث در این مسأله را می توان نوعی
 تجاهل العارف و قسمی دشمنی دانست، زیرا احدی را نیافته ایم كه در عمر فرشتگان و یا طول عمر شیطان لعنةالله علیه و یا طول عمر خضر علیه السلام – كه از آب زندگی نوشید و از زمان حضرت موسی علیه السلام تاكنون زنده ماند است – 1 مناقشه و بحث كند. این مباحثات و شبهات همه و همه در طول عمر حضرت صاحب الزمان علیه السلام است. پس این همه سر و صدا و استهزا و تجاهل برای چیست؟ آیا این اعمال بخاطر و به انگیزه كینه و عداوت نسبت به خاندان پیامبر، صورت می پذیرد؟! با استبعاد نسبت به قدرت خدای تعالی؟! و ارزش این استبعاد – كه از نادانی و یا جهل مایه می گیرد – در برابر واقعیت چه خواهد بود؟
به یاد دارم زمانی كه فضا نوردان بر سطح ماه نشستند و این خبر در شرق و غرب منتشر گردید و تمام رادیوها و مطبوعات از آن گفتگو كردند و چهره فضانوردان – در ساعتی كه بر روی ماه نشستند – بر صفحه تلویزیون ظاهر شد و قمرهای مصنوعی آن تصاویر را به همه جا فرستادند … با تمام این اوصاف و اخبار، بسیاری از افراد – كه من می شناختم – این رخداد را مسخره كرده آن را به عنوان دروغترین دروغها تلقی كردند، حتی یكی از آنان به من می گفت:
من از تو تعجب می كنم كه چگونه این خبر را باور می كنی؟!
چگونه ممكن است نصاری و كفار بر سطح قمر فرود آیند؟!
آیا ممكن است استبعاد و انكار آنان باعث آن شود كه واقعیت رسیدن ماه را انكار نمائیم؟! طبیعی است بگوئیم …نه .
طول عمر حضرت مهدی علیه السلام حقیقتی است ثابت كه مجالی برای انكار و یا شك نمودند در آن نیست. تمام شبهاتی كه در این موضوع عنوان گردد، از درجه اعتبار و ارزش ساقط است زیرا تشكیك در این مسأله همانند تشكیك در حرارت آتش و نور خورشید در نصف النهار و دیگر امور ثابت و حقایق واضح است.
طول عمر در پرتو آیات قران کریم
وقتی كه مسأله طول عمر را بر قرآن عرضه داریم، نمونه های فراوانی از افراد بشر خواهیم یافت كه خدای متعال برای آنان چنین مقدر فرمود كه زیستی طولانی داشته باشند. با این نمونه ها طول عمر حضرت مهدی علیه السلام امری عادی خواهد بود و بلكه طول عمر هر انسانی كه خداوند برای وی عمر طولانی مقرر فرموده باشد امری معمولی خواهد بود. اینك نمونه هائی چند از قرآن حكیم:
«و لقد ارسلنا نوحاً الی قومه فلبث فیهم الف سنة الا خمسین عاماً فاخذهم الطوفان و هم ظالمون» 3
نوح را به سوی قومش فرستادیم. در میان آنان 950 سال درنگ نمود. آنگاه آن قوم گرفتار طوفان شدند كه ظالم بودند.
این آیه كریمه می فرماید: زمانی كه نوح علیه السلام مردم را به خدا دعوت فرمود 950 ساله بود. عمر وی – زمانی كه به پیامبری مبعوث گردید – چقدر بود؟ و چند سال پس از طوفان زندگی كرد؟
در حدیث از امام صادق علیه السلام وارد شده ه فرمودند:
« نوح 2300 سال زندگی كرد. 850 سال قبل از آنكه مبعوث شود و 950 سال در میان قومش كه آنان را دعوت می نمود و 500 سال هم پس از آنكه سفینه او به خشكی نشست و آب پائین آمد. آنگاه شهرها را ساخت و فرزندانش در شهرها ساكن گردیدند.» 4
و در روایت دیگری آمده است:
« نوح 2500 سال زندگی نمود.»
به هر حال واضح است كه نوح علیه السلام به قدرت خدای تعالی این قرون طولانی را زندگانی كرد. از حضرت زین العابدین علیه السلام روایت است كه:
« در قائم سنتی از نوح است كه آن سنت طولانی عمر می باشد »5
قدرت الهی در تحقیق مشیت و اراده و مطیع نمودن طبیعت در داستان حضرت یونس نبی علیه السلام تجلی می كند، آنكس كه:
« فالتقمه الحوت و هو ملیم . فلولا انه كان من المسبحین للبث فی بطنه الی یوم یبعثون » 6
ماهی او را – كه مورد ملامت مردم هم بود – بلعید و اگر او را تسبیح كنندگان نبود هر آینه تا روز قیامت در شكم ماهی باقی می ماند.
ظاهر آیه این است كه اگر حضرت یونس علیه السلام خدا را در شكم ماهی تسبیح نمی نمود، تا روز قیامت در همانجا زنده باقی می ماند.
اینكه برخی از مفسران گفته اند:
اگر یونس از دنیا می رفت، شكم ماهی قبر او بود و جسد وی در شكم ماهی تا روز قیامت باقی می ماند، برداشت و استنباطی خلاف ظاهر آیه است.
زمخشری در تفسیر خود، كشاف، گوید:
ظاهر فرموده خدای تعالی از للبث فی بطنه عبارت است: از ماندن وی در شكم ماهی به صورت زنده تا روز قیامت.
و در تفسیر بیضاوی نیز نظیر همین مطلب آمده است.
شاید معنی آن باشد – و خدا داناست – كه یونس پیامبر صلی الله علیه و آله با زنده ماندن ماهی تا روز قیامت زنده و محبوس در دل او باقی می ماند از این آیه استفاده می شود كه خدای تعای قادر است انسانی را در مكانی كه نه هوائی در آن است و نه خوراكی و نه شیئی از لوازم زندگانی و بقاء، حفظ نماید، بلكه او را از هضم شدن در شكم ماهی و تبدیل شدنش به جزئی از بدن ماهی تا میلیونها سال حفظ كند.
آیا خدای تعالی نمی تواند ولیّ خود را از مرگ نگاه داشته به وی صدها سال عمر ببخشد؟!
طول عمر از دیدگاه مسائل اعتقادی
اگر به موضوع طول عمر از دیدگاه مسایل اعتقادی بنگریم، آنرا جدا مطلبی معمولی خواهیم یافت، زیرا هر كس كه به خدای تعالی معتقد باشد، به این مطلب نیز اعتقاد دارد كه سرآمد زندگانی ها به دست خداوند است. معنی این مطلب آن است كه خداست كه اجلها را برای هر كس و برای هر موجود زنده ای مقدر می فرماید. خدای متعال می تواند همانگونه كه مرگها را پیش می اندازد، طولانی نیز بسازد. پس هنگامی كه خدای تعالی برای یكی از بندگانش طول عمر را مقرر فرمود، بدیهی است كه اسباب مادی و طبیعی طول عمر را برای وی فراهم می سازد. نیز ممكن است كه عمر طولانی را بوسیله وسایل طبیعی و غیر طبیعی و ماورایی هر دو فراهم ساخته باشد و لازمه این كار خرق طبیعت و عادت نیست. همانگونه كه در این مورد می توان از وسایل و عواملی نام برد كه عمر را كوتاه می نمایند و مرگ را نزدیك می كنند، به همین ترتیب وسایلی موجود است كه می تواند عمر را طولانی كرده مرگ را به تاخیر افكند. هر دو نوع این وسایل و لوازم، یكسان در قدرت خدای تعالی است.
برای توضیح این مطلب چنین گوییم:
واضح است كه جسم انسان پس از مرگ متعفن و متلاشی می گردد و اجزاء آن متفرق و به كرمها مبدل می شود. این مسأله ای است طبیعی، ولی ما امروزه در شهر قاهره دهها بدن مومیایی شده از زمان فراعنه می یابیم كه بر آنها هزاران سال گذشته ولی تاكنون اعضاء جسد از یكدیگر متفرق و متلاشی نشده اند، هیچكس در این مورد نمی گوید كه این خلاف عادت است و خرق عادت و طبیعت بلكه یك قانون طبیعی است كه قانون طبیعی دیگر را نقض نموده است، یعنی مومیایی كردن ناقض و مانع تعفن و متلاشی شدن بدن است.
اگر از مومیایی شدن اجساد بگذریم، به مرحله بالاتری می رسیم كه موجب شگفتی و تعجب است، مثلا قبر برخی از بندگان صالح خدا كه منهدم گردید، دیده شد كه اجساد در درون آن قبرها تازه مانده و كوچكترین تغییری ننموده است. از آنجمله جسد شیخ صدوق0- در یكی از مناطق اطراف تهران – یافته شد. از وفات او 900 سال گذشته بود، ولی جسد تازه مانده بود.1 در زمان ما خواستند جسد صحابی بزرگوار « حذیفة بن یمان » را از ساحل رود دجله مدائن به كنار مرقد صحابی جلیل « سلمان فارسی» در مدائن ببرند. زمانی كه قبر را شكافتند و جسد ظاهر شد. گوئی كه در همان روز از دنیا رفته بود! جسد و ویژگیهای چهره به هیچ وجه تغییر ننموده بود، حال آنكه وفات وی در سال 36 هجری اتفاق افتاده است! تازه جسد او مومیائی نگردیده بود اما به اذن خدا تازه باقی مانده بود.
بین مؤمنان معروف است كه هر كس بر غسل جمعه مواظبت نماید جسدش نخواهد پوسید. بنابراین طبیعت چیزی است و اراده خدا فوق طبیعت است و مشیت او فوق ماده و مادیات، زیرا پروردگار قادر خالق طبیعت و ماده بوده هر گونه بخواهد آن را دگرگون نموده و هر نوع بخواهد در آن تصرف می كند، زیرا اوست كه به اشیاء، خصوصیاتشان را عنایت فرموده است.
پس ممكن است كه حضرت مهدی علیه السلام در زندگانیشان جهات بهداشتی را مراعات نموده آنچه را كه نافع است و مضر نیست میل فرمایند. در نتیجه از تمام امراض سالم باشند و اندام و اعضای بدن آن حضرت فعال مانده وظائف خود را به بهترین وجهی كه مطلوب است انجام دهد. روی همین جهات پیری و ضعف و ناتوانی و پژمردگی در جسم آن حضرت راه نیافته همواره از تازگی و طراوت برخوردارند، گوئی جوانی است كامل و قوی با اعضائی سالم.
همه اینها به خاطر قابلیت ها و استعدادها و توان هائی است كه خدای تعالی در جسم حضرت مهدی علیه السلام قرار داده است.
خلاصه كلام آنكه، خدای تعالی حافظ و نگهبان حضرت صاحب الامر علیه السلام است و هموست كه وی را از پیش آمدهای روزگار و حوادث زمانه حفظ فرموده عمر حضرتش را به – هر مقداری كه بخواهد – طولانی می سازد و جسم وی را از هر مرض و آفت و كسالتی حافظ است.

طول عمر در پرتو علم روز
طول عمر از مسائلی است كه دقیقاً نمی توان برای آن حدّی معین نمود؛ لذا اگر بگویند: فلانكس صدها و یا هزاران سال عمر كرد ، معنی این مطلب آن نیست كه آنكس به حد اعلائی از عمر ـ كه برای یك بشر امكان پذیر است ـ رسیده است؛ زیرا عمر ممكن برای بشر را محدود نمی توان ساخت ؛ كه این مطلب را آخرین اكتشافات علمی اعتراف می نمایند.
اما عمرهای كوتاه ، در این زمان و قبل از این زمان ، میزانی نیست كه بتوان عمرها را بر آن قیاس نمود؛ زیرا معمولاً زندگانی آمیخته با حوادث و پیش آمدها و مصائب است كه باعث كوتاهی عمر می شوند؛ مانند سوء تغذیه و بدی هوا و عدم رعایت تعلیمات بهداشتی و امراض سخت و فزونی غصّه ها و اندوه ها كه باعث اثراتی فراوان در از بین بردن زندگی و ایجاد عقده های روانی شده بیماریهای خطرناكی را به دنبال می آورند و حیات انسانی را در معرض مخاطره قرار می دهند.
در این باره در (شماره سوم سال 1379 ق) مجلّه « المقتطف» مصری صفحه 239 آمده است:
« ... ولی دانشمندانی كه سخنشان مورد اعتماد است گویند: كلیه اعضا اصلی در جسم حیوان قابلیت زندگی بینهایت را دارند. لذا ممكن است كه انسان هزاران سال زندگی كند؛ تا وقتی كه عوارضی كه رشتة حیات وی را پاره نكند بر او عارض نگردد.»
در صفحه 240 همین شماره چنین گوید:
« ما حصل آنچه كه از تجربه های مذكور ثبت گردیده آنكه : انسان به این خاطر كه عمرش به هشتاد و یا صد سال رسید ، نباید از دنیا برود؛ بلكه عوارضی كه به صورت بیماریها بر برخی از اعضای وی حادث می شود آن اعضا را از كار می اندازد و ارتباط اعضاء از كار افتاده با اعضاء دیگر باعث مرگ كلّ بدن می شود . اگر علم این توان را بیابد كه چنین عوارضی را زائل نموده یا مانع تأثیر آنها بر روی اعضاء بدن شود ، مانعی در راه زندگی صدها ساله وجود نخواهد داشت .»
ما در كتاب و یا بیانی نخوانده و از هیچ طبیب و یا حكیم و فیلسوفی نشنیده ایم كه حدّی معیّن برای عمر ذكر كرده باشند و بگویند كه ممكن نیست عمر انسان از آن حدّ تجاوز نماید و یا مثلاً محال است كه انسان هزار سال زندگانی نماید . بلكه این معنی را یافته ایم كه پزشكی جدید در این اندیشه است كه داروی طول عمر و جلوگیری از پیری و حفظ جسم انسان و غدّه هائی را كه اعضاء را به حركت و جنبش در می آورند كشف كند و بر همین اساس تاكنون تلاشهای زیادی را به عمل آورده است.
آری، عمر طولانی در زمان ما به نظر بعید می رسد؛ زیرا وقتی به عمرهای كوتاهی كه امروزه بشر دارد نگاه می كنیم ، طبیعتاً عمر طولانی برای ما غیرعادی خواهد بود . ولی مسلماً نمی توان گفت : آنچه از نظر ما غیر عادی است ، محال و غیر ممكن است ؛ چرا كه مردم در زمان های پیشین مسافت هزار كیلومتری را در یك ماه می پیمودند ولی امروزه این مسافت را به وسیله هواپیما در یك ساعت می پیمایند . اگر كسی می خواست صد سال پیش به مردم خبر دهد كه پیمودن این مسافت در یك ساعت امكان پذیر است ، قطعاً سخن او را نمی پذیرفتند؛ زیرا بر خلاف مسائل آشنای آن زمان بود؛ ولی به هرحال این خبر ما خبری صحیح می بود.
اجتماعات بشری ، امروزه اشیاء را بر اساس عادت جاری می شناسند ؛ نه بر اساس اصول علمی . حتی آنان كه نسبت به اصول علمی دانائی دارند ، ادّعای احاطه به تمام اسباب و مسببّات را نمی توانند داشته باشند؛ بلكه خود اعتراف می كنند كه همواره در ابتدای راه هستند و اقرار دارند كه اصول علمی كه هنوز بر بشر كشف نشده ، به مراتب از آنچه كه برای بشر كشف گردیده زیادتر است.
پس اكثر میزان های علمی در این جهان مجهولند و بشر را نرسد كه به آنان علم قطعی پیدا كند. او تنها اشیاء را ظاهری می شناسد؛ بی آنكه اسباب و علل آنها را بشناسد؛ چه هر رویدادی علتی دارد و آن علت نیز خود معلول علت دیگری است و به همینگونه اسباب و مسببّات و علل و معلولات به هم پیوسته اند و انسان را نرسد كه سبب اوّل را كه به آن علّت العلل گویند بشناسد؛ جز آنكه بگوئیم آن قدرت و ارادة خدای تعالی است .... و نه غیر آن .
کسانی که عمر طولانی داشته اند
در تاریخ بشر نام های فراوانی یافت می شود از كسانی كه قرنهائی طولانی در این دنیا زندگی نموده اند و مورّخان نام و قضایای آنان را متعرّض گردیده اند. برخی از علماء در كتابهای خود فصل خاصی را تحت عنوان « اخبار كهنسالان » باز نموده در آن فصل برخی از اموری را كه مربوط به آنان است و اینكه طول عمر امر غریبی در زندگانی انسان نیست بلكه حتی در برخی از زمان ها مسأله طبیعی است نقل نموده اند.
در اینجا نام برخی از آنان را با رعایت اختصار ذكر می نمائیم :
1- حضرت آدم پیامبر خدا ، 930 سال زندگی نمود.
2- حضرت سلیمان بن داود پیامبر خدا ، 712 سال زندگی نمود.
3- لقمان حكیم ، 4000 یا 400 سال زندگی نمود.
4- ربیع بن ضبع فَزاری ، 380 سال زندگی نمود.
5- شدّاد بن عامر ، 900 سال زندگی نمود.
6- عمر بن عامر ، 800 سال زندگی نمود.
7- قسّ بن ساعده ایادی ، 600 سال زندگی نمود.
8- عزیز مصر ، 700 سال زندگی نمود.
9- ریّان پدر عزیز مصر ، 1700 سال زندگی نمود.
10- لقمان عادی ، 560 سال زندگی نمود.
بسیاری از افراد نیز كه تاریخ نامشان را ثبت نموده كسانی بودند كه صدها سال زندگی نمودند و نیازی به ذكر نامشان نمی بینیم . در این مورد فقط به آیات قرآن كریم و داستان حضرت نوح «ع» بسنده كردیم كه كافی بود.





نوع مطلب : انتظار، 
برچسب ها :

نشانه هاى عاشق حضرت مهدى(علیه السلام)

چه كسى مى تواند بگوید من عاشق مهدى(علیه السلام) هستم و نشانه هاى عشق به حضرت مهدى(علیه السلام) چیست؟
محبت و عشق به لفظ و صِرف ادعا نیست، بلكه در عمل نمایان مى شود. قرآن كریم در مورد محبت الهى مى فرماید:
 (ان كنتم تحبون الله فاتّبعونى یحببكم الله) آل عمران، آیه 31.
 «اگر خدا را دوست دارید از من (پیامبر) پیروى كنید، تا خدا هم شما را دوست داشته باشد.»
 پس نشانه ى عشق و محبت به خدا پیروى از رسولش است.
كسى مى تواند بگوید من عاشق و دوستدار مهدى(علیه السلام) هستم كه از حضرتش و نائبان ایشان (فقهاى جامع الشرائط) پیروى كند. عاشق براى دیدار معشوق ولقاى او لحظه
 شمارى مى كند و از خود بى خود است و هر آنچه را معشوق مى پسندد انجام مى دهد و از آن كوتاهى نمى كند. بر این اساس یكى از نشانه هاى عشق به مهدى(علیه السلام)
 انتظار فرج ایشان است. هر چه انتظار بیش تر باشد نشانه ى محبت و عشق بیش تر به حضرت است.
امام زمان(علیه السلام) حافظ و نگهبان دین جدّشان، حضرت محمد(صلى الله علیه وآله وسلم) هستند و با ظهورشان مى خواهند اسلام واقعى را به طور كامل پیاده كنند. بنابراین از
 نشانه هاى دیگر عاشق مهدى(علیه السلام)، سعى و تلاش در عمل به دستورات اسلام و فرامین الهى است.
در روایتى كه از امام صادق(علیه السلام) در مورد یاران حضرت مهدى(علیه السلام) نقل شده است، مى خوانیم:

 « من سرّ ان یكون من اصحاب القائم فلینتظر ولیعمل بالورع و محاسن  الاخلاق» بحار الانوار، ج 52، ص 140، ح 50.
« هر كس دوست دارد از یاران حضرت مهدى(علیه السلام) باشد، باید در انتظار باشد و با تقوا و ورع عمل كند و به اخلاق نیكو رفتار نماید. »
كسى كه چنین محبت و عشقى در او پدید آمد، آن قدر به حضرت مهدى(علیه السلام) نزدیك مى شود كه اگر قبل از ظهور حضرت بمیرد، همانند كسى است كه در خیمه ى امام  زمان(عج) و همراه ایشان بوده و در ركاب ایشان شهید شده است. از امام صادق(علیه السلام) نقل شده
« من مات منكم وهومنتظر لهذا الامر كمن هو مع القائم فی فسطاطه، قال: ثم مكث هنیئة ثم قال: لا بل كمن قارع معه بسیفه، ثم قال: لا والله  الا كمن استشهد مع رسول الله» بحار الانوار، ج 52، ص 126، ح 18.
«هر كس بمیرد در حالى كه منتظر قیام امام زمان(علیه السلام) باشد مانند كسى است كه با حضرت در  خیمه ى ایشان باشد.» سپس امام صادق(علیه السلام) مدتى مكث نمود
 و فرمود: «نه بلكه مانند كسى است كه با امام زمان(علیه السلام)شمشیر بزند.» سپس فرمود: «نه،  قسم به خدا مانند كسى است كه با رسول خدا شهید شده باشد.»

 





نوع مطلب : انتظار، 
برچسب ها :
1388/06/24 :: نویسنده : منتظر

 وظایف منتظران

در زمان غیبت امام زمان (علیه السلام) منتظران آن حضرت چه وظایفى بر عهده دارند؟

در تفكر شیعى انتظار موعود به عنوان یك اصل مسلّم پذیرفته شده، و از آن به عنوان برترین اعمال یاد شده و تأكید شده است كه منتظر فرج باشید و از رحمت خدا مأیوس نباشید (به جهت طولانى شدن غیبت) چرا كه بهترین اعمال در پیش خداوند انتظار فرج است.
از بررسى اخبار و روایات معصومین(علیهم السلام)وظایفى چند در عصر غیبت براى منتظران استفاده مى شود:
1 ـ شناخت حجت خدا و امام زمان (علیه السلام): مهم ترین وظیفه ى یك فرد منتظر تلاش براى كسب معرفت نسبت به وجود مقدس امام زمان (علیه السلام) است; چرا كه انسان بدون شناخت امام و منزلت او نمى تواند وظیفه ى خود را در رابطه ى با او تشخیص دهد. در روایت آمده است:

«من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة».
 «هر كس بمیرد و امام زمان خویش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است.»
2 ـ تهذیب نفس و كسب فضایل اخلاقى (خود سازى فردى): منتظر واقعى همیشه در صدد كسب فضایل اخلاقى و آراسته شدن به صفات خوب انسانى است.
3 ـ تلاش براى اصلاح جامعه (خود سازى اجتماعى): تلاش براى برطرف كردن مفاسد اجتماعى از طریق امر به معروف و نهى از منكر و اهتمام براى تربیت نسل مهذّب و كارا و خلاصه آماده سازى زمینه براى ظهور امام زمان (علیه السلام)یكى از وظایف منتظر واقعى است، چون تا زمینه ى ظهور فراهم نگردد امكان ظهور امام زمان (علیه السلام)میسر نخواهد شد.
4 ـ كسب آمادگى هاى فكرى و فرهنگى و نظامى براى یارى امام زمان (علیه السلام): چرا كه آن حضرت پس از قیام به یارانى نیاز دارند كه حداقل در یكى از عرصه ها بتواند مفید واقع گردد.
5 ـ توبه از گناهان
6 ـ اطاعت و پیروى از نایبان امام زمان (علیه السلام): همان طور كه مى دانیم در زمان غیبت امام زمان (علیه السلام) مردم موظفند در تمام كارها و حوادث، به توصیه ى ائمه ى اطهار(علیهم السلام)بویژه امام زمان (علیه السلام) به فقهاى جامع الشرایط ـ كه نواب عام آن حضرت هستند ـ مراجعه كنند و به احكامى كه آن ها طبق موازین شرعى صادر مى كنند، عمل نمایند.
7 ـ دعا براى سلامتى امام زمان (علیه السلام) و تعجیل فرج ایشان: منتظر واقعى در هر صبح و شام با خلوص نیت از پیشگاه خداى مهربان سلامتى و ظهور امام زمان (علیه السلام)را درخواست مى نماید.
8 ـ صدقه دادن براى سلامتى امام زمان (علیه السلام)
9 ـ انجام اعمال عبادى مانند خواندن نماز و قرآن، زیارت نمودن به نیابت از امام زمان (علیه السلام)
10 ـ توجه به اماكنى كه مورد عنایت امام زمان (علیه السلام) است نظیر مشاهد مشرفه، مسجد سهله، مسجد جمكران و ...
11 ـ توسل به امام زمان (علیه السلام) و زیارت آن حضرت با زیارت ها و دعاهایى كه در كتب ادعیه مانند مفاتیح الجنان آمده و از آن جمله موارد ذیل است:
الف) دعاى عهد كه هر روز صبح بعد از نماز خوانده مى شود: اللهم رب النور العظیم و رب الكرسى الرفیع ... ،
ب) دعاى اللهم عرفنى نفسك فانك لم ان لم تعرفنى نفسك ... این دعا در عصر روز جمعه خوانده مى شود،
ج) دعاى كه براى برآورده شدن حاجات ذكر شده است و با این عبارت شروع مى شود: الهى عظم البلاء و برح الخفاء ...،
د) دعا براى سلامتى امام زمان (علیه السلام): اللهم كن لولیك الحجة ابن الحسن ...،
هـ) دعاى حضرت مهدى (علیه السلام) كه با این عبارت آغاز مى شود: اللهم ارزقنا توفیق الطاعة و بعد المصیبته ...،
و) زیارت آل یاسین.
جهت توضیح بیشتر به كتابهاى (وظیفة الانام) و (شیوه هاى یارى قائم آل محمد علیه السلام) مراجعه شود





نوع مطلب : انتظار، 
برچسب ها :

زن و فرزند داشتن امام زمان (علیه السلام)

آیا امام زمان (علیه السلام) زن و فرزند دارد؟
در زمینه ى همسر و فرزند داشتن امام زمان (علیه السلام) به دو دسته از روایات بر مى خوریم بر اساس این دو دسته از روایات گروهى معتقدند كه امام زمان (علیه السلام)همسر و فرزندانى در دوره ى غیبت دارند، و بر طبق بخش دیگرى از روایات عده اى معتقد شده اند امام زمان (علیه السلام)زن و فرزند داشتن شان متیقن نیست. آن كسانى كه مى گویند امام زمان (علیه السلام) زن و فرزند دارند به سه دلیل تمسك جسته اند:
1 ـ قواعد كلى: یعنى بر طبق احكام اسلام یكى از سنت هاى مهم پیامبر اكرم (صلى الله علیه وآله وسلم) ازدواج است كه امام زمان (علیه السلام) به رعایت سنت هاى پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم)از همه مردم اولى است.
2 ـ روایات: به عنوان مثال سید بن طاووس در جمال الاسبوع مى فرماید: روایتى با سندهاى متصل یافتم كه حضرت ولى عصر (علیه السلام) را اولاد بسیارى است در شهرهاى كرانه ى دریا كه آن ها هركدام والى و حاكم اند ...
3 ـ دعاها: در برخى از دعاها نامى از فرزند امام زمان (علیه السلام) به میان آمده است مثل یا مولاى یا صاحب الزمان صلوات الله علیك وعلى آل بیتك ... على اهل بیتك ... روى هم رفته این موارد به زن و فرزند داشتن امام زمان (علیه السلام) دلالت دارند.
مرحوم كفعمى در كتاب مصباح نقل كرده است كه بر طبق روایتى همسر آن حضرت از نسل عبد العزّى پسر عبدالمطلب مى باشد ... 1 ـ لازم به تذكر است كه به روایات مذكور از جهات مختلفى ایرادهایى وارد كرده اند كه در این باره به كتاب یكصد
پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان (علیه السلام) صفحه 141 و 142 و 143 مراجعه كنید.
در مقابل دلایلى هم اقامه شده است كه آن حضرت حداقل هم اكنون فرزندى ندارد از جمله آنها است روایتى كه مسعودى از على بن ابى حمزة ابن السّراج و ابن سعید مكارى نقل مى كند كه آن دو مى گویند به خدمت امام رضا (علیه السلام)رسیدیم على بن ابى حمزه عرض كرد «از پدرانت روایت كرده ایم كه امام از دنیا نمى رود تا فرزندش را ببیند.» حضرت فرمودند: «آیا در این حدیث روایت كرده اید الاّ القائم» عرض كردند: «بلى»، یا در روایت دیگر دارد: امامى وجود ندارد مگر این كه فرزندى دارد جز امامى كه حسین (علیه السلام) براى او از قبر بیرون مى آید او فرزند ندارد و ...
به هر حال اگر چه همسر و فرزند داشتن آن حضرت محتمل است، اما در بررسى اخبار و احادیث وارده روایت معتبرى كه موجب اطمینان باشد به چشم نمى خورد، یا در عین حال نه زن و فرزند داشتن و نه زن و فرزند نداشتن هیچ كدام با احكام اسلام منافاتى ندارد; چرا كه نكات منفى ترك تأهل به جهت برخوردارى امام (علیه السلام) از نیروى عصمت متوجه امام (علیه السلام)نمى باشد. در مورد خصوصیات خاص و دقیق همسر و تعداد فرزندان مطلبى خاص در روایات به چشم نمى خورد.





نوع مطلب : انتظار، 
برچسب ها :

 شرایط ظهور امام زمان (عج)
 

مقصود از شرایط ظهور، همان شرایطى است كه تحقق روز موعود متوقف بر آنها است و گسترش عدالت جهانى به آنها بستگى دارد و مى توان تعداد این شرایط را چنین دانست.
شرط اول: وجود طرح و برنامه عادلانه كاملى كه عدالت خالص واقعى را در برداشته باشد و بتوان آن را در هر زمان و مكانى پیاده كرد و براى انسانیت سعادت و خوشى به بار آورده و تضمین كننده سعادت دنیوى و اخروى انسان باشد. روشن است كه بدون چنین برنامه و نقشه جامعى، عدالت كاملا متحقق نخواهد شد.
شرط دوم: وجود رهبر و پیشواى شایسته و بزرگ كه شایستگى رهبرى همه جانبه آن روز را داشته باشد.
شرط سوم: وجود یاران همكار و همفكر و پاسدار در ركاب آن رهبر واحد براى پیاده كردن جهانى آن اهداف بلند. ویژگیهایى را كه این افراد مى بایست واجد باشند، در همین شرط نهفته است زیرا این افراد باید داراى خصوصیات معینى باشند تابتوانند آن كار مهم را انجام دهند و گرنه هر گونه پشتیبانى كفایت نمى كند .
شرط چهارم: وجود توده هاى مردمى كه در سطح كافى از فرهنگ و شعور اجتماعى و روحیه فداكارى باشند. تا در نخستین مرحله موعود گروه هاى اولیه پیروان حضرت مهدى (عج) را تشكیل دهند زیرا آن افراد با اخلاص درجه یك كه شرط سوم با وجود آنها محقق مى شود، گروه پیشرو جبهه جهانى هستند .
لازم به ذكر است كه شرایط چهار گانه فوق مربوط به پیاده كردن عدالت خالص در روز موعود است ولى چنانچه نسبت به شرایط ظهور بسنجیم، یكى از آنهاكه وجود رهبر باشد، كم مى شود. و سه شرط دیگر باقى مى ماند  زیرا معنى ظهور آن است كه فرد آماده قیام در آن روز وجود دارد كه مى خواهد ظاهر شود و با گفتن این كلمه شرط دوم را ضمنى پذیرفته ایم و خواه ناخواه سه شرط بیشتر باقى نمى ماند .

علایم ظهور حضرت مهدى (عج)
وقت ظهور آن حضرت براى هیچ كس جز خداوند متعال معلوم نیست و كسانى كه وقت ظهور را تعیین مى كنند، دروغگو شمرده شده اند ولى علایم و نشانه هاى بسیارى براى ظهور آن حضرت در كتابهاى حدیث ثبت شده است كه ذكر تمام آنها از حوصله این مجموعه خارج است .
علایم ظهور به دو دسته كلى تقسیم مى شوند  علایم حتمى و علایم غیر حتمى چنانكه فضیل بن یسار از امام باقر ع روایت كرده است كه آن حضرت فرمود:
نشانه هاى ظهور دو دسته هستند  یكى نشانه هاى حتمى و دیگرنشانه هاى غیر حتمى، خروج سفیانى از نشانه هاى حتمى است كه راهى جز آن نیست.
منظور از علایم حتمى آن است كه به هیچ قید و شرطى مشروط نیست و قبل از ظهور باید واقع شود مقصود از علایم غیر حتمى آن است كه حوادثى به طور مطلق و حتم از نشانه هاى ظهور نیست بلكه مشروط به شرطى است كه اگر آن شرط تحقق یابد مشروط نیز متحقق مى شود و اگر شرط مفقود شود مشروط نیز تحقق نمى یابد.
اما علایم غیر حتمى بسیارند كه به یك روایت از امام صادق ع اكتفا مى كنیم كه در این روایت چنان روى علایم و مفاسد انگشت گذارده شده كه گویى این پیشگویى مربوط به 13 یا 14 قرن پیش نیست بلكه مربوط به همین قرن است و امروز كه بسیارى از آنها را با چشم خود مى بینیم، قبول مى كنیم كه به راستى معجزه آساست .
امام صادق ع در این روایت به 119 نشانه و علامت از علایم ظهور اشاره مى كند ما در اینجا فقط به ذكر برخى از آن مواد 119 گانه اشاره مى نماییم.
حضرت صادق ع به یكى از یارانش فرمود:
1 ـ هرگاه دیدى كه حق بمیرد و طرفدارانش نابود شوند 
2 ـ دیدى كه ظلم وستم فراگیر شده است 
3 ـ و دیدى كه قرآن فرسوده و بدعت هایى از روى هوا و هوس در مفاهیم آن آمده است 
4 ـ و دیدى كه دین خدا(عملا) تو خالى شده و همانند ظرفى آن را واژگون سازند 
5 ـ و دیدى كه كارهاى بد آشكار شده و از آن نهى نمى شود و بدكاران بازخواست نمى شوند 
6 ـ ودیدى كه مردان به مردان و زنان به زنان اكتفا كنند 
7 ـ و دیدى كه شخص بدكار دروغ مى گوید و كسى دروغ و نسبت نارواى او را ردّ نمى كند 
8 ـ و دیدى كه بچه ها به بزرگان احترام نمى گذارند 
9 ـ و دیدى كه قطع پیوند خویشاوندى شود 
10 ـو دیدى كه بدكار را ستایش كنند و او شاد شود و سخن بدش بر او نگردد
11 ـ و دیدى كه نوجوانان پسر همان كنند كه زنان مى كنند 
12 ـ و دیدى كه زنان با زنان ازدواج كنند 
13 ـ و دیدى كه انسانها اموال خود را به غیر اطاعت خدا مصرف مى كنند و كسى مانع نمى شود 
14 ـ و دیدى كه افراد با كار و تلاش نامناسب مؤمن به خدا پناه مى برند 
15 ـ و دیدى كه مدّاحى دروغین از اشخاص زیاد مى شود 
16 ـ و دیدى كه همسایه همسایه خود را اذیت مى كند و از آن جلوگیرى نمى شود
17 ـ و دیدى كه كافر به خاطر سختى مؤمن شاد است 
18 ـ و دیدى كه شراب را آشكارا مى آشامند و براى نوشیدن آن كنار هم مى نشینند و از خداى متعال نمى ترسند 
19 ـ و دیدى كسى كه امر به معروف مى كند، خوار و ذلیل است 
20 ـ ودیدى كه آدم بدكار در آنچه خداوند دوست ندارد، نیرومند و مورد ستایش است 
21 ـ و دیدى كه اهل قرآن و دوستان آنها خوارند
22 ـ و دیدى كه مردم به شهادت و گواهى ناحق اعتماد مى كنند 
23 ـ و دیدى كه جرأت بر گناه آشكار شود و دیگر كسى براى انجام آن منتظر تاریكى شب نگردد
24 ـ و دیدى كه مؤمن نتواند نهى از منكر كند مگر در قلبش 
25 ـ و دیدى كه والیان در قضاوت رشوه بگیرند 
26 ـ و دیدى كه پستهاى مهم والیان بر اساس مزایده است نه بر اساس شایستگى 
27 ـ و دیدى كه مردم را از روى تهمت و یا سوء ظن بكشند 
28 ـ و دیدى كه شنیدن سخن حق بر مردم سنگین است ولى شنیدن باطل برایشان آسان است 
29 ـ و دیدى كه همسایه از ترس زبان به همسایه احترام مى گذارد 
30 ـ و دیدى كه حدود الهى تعطیل مى شود و طبق هوى و هوس عمل مى شود 
31 ـ و دیدى كه معاش انسان از كم فروشى به دست مى آید 
32 ـ و دیدى كه مرد به خاطر دنیایش ریاست مى كند
33 ـ و دیدى كه نماز را سبك شمارند 
34 ـ و دیدى انسان ثروت زیادى جمع كرده ولى از آغاز آن تا آخر زكاتش را نداده است 
35 ـ ودیدى كه دلهاى مردم سخت و دیدگانشان خشك و یاد خدا برایشان گران است 
36 ـ و دیدى كه بر سر كسبهاى حرام آشكارا رقابت مى كنند 
37 ـ و دیدى نماز خوان براى خود نمایى نماز مى خواند 
38 ـ و دیدى مردم در اطراف قدرتمندانند 
39 ـ و دیدى طالب حلال سرزنش و مذمت مى شود و طالب حرام ستایش و احترام مى گردد
40 ـ و دیدى در مكه و مدینه كارهایى مى كنند كه خدا دوست ندارد و كسى از آن جلوگیرى نمى كند و هیچ كس بین آنها و كارهاى بدشان مانع نمى شود
41 ـ و دیدى كه به فقیر چیزى دهند كه به او بخندند ولى در غیر خدا ترحّم است 
42 ـ و دیدى كه مردم مانند حیوانات در انظار یكدیگر عمل جنسى بجا آورند و كسى از ترس مردم از آن جلوگیرى نمى كند 
43 ـ و دیدى كه عقوق پدر و مادر رواج دارد و فرزندان هیچ احترامى براى آنها قائل نیستند بلكه نزد فرزند از همه بدترند 
44 ـ و دیدى كه پسر به پدرش نسبت دروغ بدهد و پدر و مادرش را نفرین كند و از مرگشان شاد گردد
45 ـ و دیدى كه اگر روزى بر مردى بگذرد ولى او در آن روز گناه بزرگى مانند بدكارى، كم فروشى و زشتى انجام نداده، ناراحت است 
46 ـ و دیدى كه قدرتمندان غذاى عمومى مردم را احتكار كنند 
47 ـ و دیدى كه اموال خویشان پیامبر ص (خمس) در راه باطل تقسیم مى گردد و با آن قمار بازى و شرابخورى شود 
48 ـ و دیدى كه همّ و هدف مردم شكمشان و شهوتشان است
49 ـ و دیدى كه صدقه را با وساطت دیگران و بدون رضاى خداوند و به خاطر در خواست مردم بدهند 
50 ـ و دیدى كه نشانه هاى برجسته حق ویران شده است، در این وقت خود را حفظ كن و از خدا بخواه كه از خطرات گناه نجاتت بدهد.
علایم و نشانه هاى حتمى ظهور امام زمان (عج)
علایم و نشانه هاى حتمى، آن است كه به هیچ قید و شرطى مقیّد و مشروط نیست و قبل از ظهور باید واقع شود با استفاده از روایات معصومینع علایم حتمى الوقوع عبارتند از:
1ـ امام صادق ع فرمود:
پیش از ظهور قائم (عج) پنج نشانه حتمى است: خروج یمانى و سُفیانى، صیحه آسمانى، قتل نفس زكیّه، و فرو رفتن در بیابان.
2 ـ و نیز در جاى دیگر امام صادق ع فرموده است:
وقوع ندا از امور حتمى است و سفیانى از امور حتمى است و یمانى از امور حتمى است و كشته شدن نفس زكیه از امور حتمى است و كف دستى كه از افق آسمان بیرون مى آید، از امور حتمیه است.
 
و اضافه فرمود:
و نیز وحشتى در ماه رمضان است كه خفته را بیدار مى كند و شخص بیدار را به وحشت انداخته و دوشیزگان پرده نشین را از پشت پرده بیرون آورد.
3 ـ حضرت على ع از رسول خدا ص روایت نموده كه فرمود: ده چیز است كه پیش از ظهور به وقوع خواهد پیوست.
1ـ سفیانى 
2 ـ دجّال 
3 ـ دخان 
4ـ دابّه 
5 ـ خروج قائم 
6 ـ طلوع خورشید ازمغرب 
7 ـ نزول عیسى 
8 ـ خسوف در مشرق 
9 ـ خسوف در جزیرة العرب 
10 ـ آتشى كه از مركز عدن شعله مى كشد و مردم را به سوى بیابان محشر هدایت مى كند.
نشانه هاى ظهور
هر رویكرد جهانى كه در عرصه ى گیتى تحقق یافته و مى یابد ناگزیر از نشانه هایى است. بویژه رخدادهایى كه توسط پیامبران الاهى خبر داده شده است. در این میان حركت جهانى امام عصر ـ ارواحنا فداه ـ از این قانون مستثنى نبوده و از نشانه هایى برخوردار است تا بشریت متوجه نزدیك شدن و یا فرا رسیدن آن شوند.
از وحى پیرامون زمان دقیق ظهور حضرت صاحب الزمان ـ ارواحنا فداه ـ سخنى نرسیده است بلكه دستور داده اند كه هرگاه كسى زمانى را تعیین كرد، او را تكذیب كنید لیكن براى آمدن آنحضرت نشانه هایى بیان فرموده اند كه برخى از آن علائم حتمى شمرده است. به این معنا كه پس از تحقق این امور ظهور آن امام قطعى است كه پنج علامت مى باشند. برخى اندكى پیش از ظهور، برخى چند ماه بعد از آمدن آنحضرت و برخى اندكى پیش از قیام نجات بخش آنحضرت پدیدار مى شود.
امام امیر مؤمنان على ـ علیه السلام ـ فرموده اند: آنچه كه بطور حتم پیش از قیام قائم تحقّق خواهد یافت، بپا خاستن سفیانى و فرو رفتن گروهى در زمین بیدا و كشته شدن نفس زكیه و فریادى كه از آسمان بلند شده و خروج فردى از یمن است.
سایر علائمى كه در این مورد بیان شده قابل تغییرند حتّى پر شدن زمین از ظلم. اگر چه تحقّق این مطلب قریب به حتم است امّا روایاتى از معصومین ـ علیهم السلام ـ وارد شده كه اگر همه ى مردم دعا كنند امر غیبت به انتهاء (پر شدن زمین از ظلم و جور) نمى رسد. این خود حكایت از غیر حتمى بودن این نشانه ها دارد.
ممكن است چنین تصور شود كه آمدن سفیانى دربرگیرنده ى ظلم و جور فراوانى است! در جواب مى گوییم: این در صورتى است كه مدّت سلطنت او طبق روایات نُه ماه طول بكشد ولیكن نُه ماه طول كشیدن حكومت وى نیز غیر حتمى است و ممكن است در آن بداء شده([1]) و زمان حكومتش یك ماه یا كمتر طول بكشد و آنچه حتمى است تنها قیام است. بلكه برخى در مورد محتوم بودن همین پنج علامت نیز بیانى دارند كه وقوع این رویدادها حتمى نیست بلكه علامت بودن آنها براى ظهور حتمى است. بدین معنى كه اگر اینها واقع شود حتماً ظهور و قیام آنحضرت را در پى داشته و این امر تخلّف ناپذیر است ولى ممكن هست اینها نیز اتّفاق نیفتد و در اصل وقوع اینها بداء حاصل شود چنانچه حضرت جواد ـ علیه السلام ـ حتمى بودن خروج سفیانى را تأیید نموده و سپس بداء را در آن ممكن مى شمارد([2]) و از دیگر سوى روایاتى اشاره به ناگهانى بودن امر فرج كرده و هم چنین شیعه را به انتظار لحظه بلحظه فرا مى خواند، كه مى بایست تحقّق این امر در هر لحظه حتى در صورت عدم به وقوع پیوستن نشانه هاى حتمى، امكان پذیر باشد.

بقیه در ادامه مطلب




ادامه مطلب


نوع مطلب : انتظار، 
برچسب ها :

نخستین سخنان امام زمان (علیه السلام) بعد از ظهور

نخستین سخنانى كه امام زمان (علیه السلام) بعد از ظهور مى فرمایند، چیست؟
هنگامى كه خداوند متعال اذن ظهور به امام زمان(علیه السلام) بدهند، آن حضرت براى اصلاح جهان از كنار كعبه ظهور مى كنند و نخستین سخنى كه مى فرمایند: آیه (بقیة الله خیرلكم ...) است. امام باقر(علیه السلام) در روایتى ـ كه محمد بن مسلم از ایشان نقل كرده ـ مى فرمایند:
« حضرت به دیوار كعبه تكیه مى دهد و سیصد و سیزده نفر در خدمتش جمع مى شوند، و اول كلامى كه به آن نطق مى كنند، این آیه كریمه است: (بقیة الله خیرلكم ان كنتم مؤمنین) یعنى آنچه خدا بر شما باقى گذارد بهتر است، اگر واقعاً به خدا ایمان دارند. بعد از آن مى فرماید: منم بقیة الله در روى زمین »
و نیز در ضمن روایتى كه از امام صادق(علیه السلام) نقل شده، حضرت مى فرمایند:
 آقاى ما قائم(علیه السلام) پشت به كعبه مى دهد و مى فرماید :
 اى مردم! آگاه باشید! هر كه مى خواهد كه به آدم(علیه السلام) و شیث نگاه كند، هر آینه منم آدم و شیث ـ یعنى در اخلاق و احوال و اوصاف ـ و هر كه مى خواهد به نوحو پسرش سام نگاه كند، هر آینه منم نوح و سام. آگاه شوید! هر كه مى خواهد به ابراهیم و اسماعیل نگاه كند، هر آینه منم ابراهیم و اسماعیل. و هر كه مى خواهدبه موسى و یوشیع نگاه كند، هر آینه منم موسى و یوشع. آگاه باشید! هر كه مى خواهد كه به عیسى و شمعون نگاه كند، هر آینه منم عیسى و شمعون. آگاهشوید! هر كه مى خواهد به محمد و امیرالمؤمنین(علیه السلام) نگاه كند، هر آینه منم محمد و امیرالمؤمنین. آگاه باشید! هر كه مى خواهد كه به حسن و حسین نگاهكند، هر آینه منم حسن و حسین. آگاه شوید! هر كه مى خواهد به ائمه او اولاد حسین(علیه السلام)» نگاه كند هر آینه منم ائمه(علیه السلام)خواهش مرا اجابتنمایید و قبول كنید، بدرستى كه به شما خبر مى دهم پاره اى چیزها را كه به شما خبر داده شده و پاره اى دیگر را كه خبر داده نشده است. هر كه كتابها و صحفالهى را خوانده از من بشنود





نوع مطلب : انتظار، 
برچسب ها :

 عوامل پیروزى حضرت مهدى

در ضمن بررسى ویژگیهاى حكومت جهانى حضرت مهدی (عج)، این سؤال مطرح است كه با وجود جهانخواران تا دندان مسلح و ارتشهاى عظیم و منظم و پیچیده و سلاحهاى فوق مدرن الكترونیكى و تكنیك برتر ابرقدرتها و سلاحهاى هسته‏اى و طرحهاى جنگ ستارگان و ... پیروزى جهانى‏براى امام زمان ، علیه‏السلام، چگونه میسر است؟
اصولا چون چنین پیروزى عظیمى، اگر محال نباشد، ممكن و آسان هم نیست ‏باید دید زمینه و عوامل چنین پیروزیى چیست و راه آن كدام است؟ در این بحث‏به عوامل پیروزى آن حضرت در این قیام جهانى و فتح نهایى عالم توسط ایشان مى‏پردازیم و با توجه به روایات و احادیث رسیده این عوامل را بررسى مى‏كنیم.
در ضمن‏بررسى‏ویژگیهاى‏یاران حضرت مهدى ،علیه‏السلام، و خصوصیات لشكریانش به این نكته برمى‏خوریم كه آنان «منصور بالرعب‏» هستند.
منصور بالرعب بودن، یعنى آنكه پیروزى آن حضرت ظاهرا در سایه رعب و وحشتى است كه در دل دشمنان، از او و لشكریانش ایجاد مى‏شود و آنها از قدرت و پیروزیهاى او به قدرى به هراس مى‏افتند كه توان استقامت‏خویش را از دست مى‏دهند یا تسلیم مى‏شوند و یا سلاحها را بر زمین مى‏گذارند و فرار مى‏كنند و این خود زمینه پیروزى و فتح بدون درگیرى و خونریزى و جنگ را براى آن حضرت فراهم مى‏سازد.
دشمنان آن حضرت از ترس برخورد نظامى و درگیرى با امام، سلاحهاى خود را بر زمین مى‏گذارند یا با بلندكردن پرچم سفید، تسلیم مى‏شوند و یا از پیشاپیش لشگر او مى‏گریزند.
در تاریخ از اینگونه پیروزیها دیده شده كه سپاهى با مشاهده قدرت طرف مقابل متزلزل و مرعوب مى‏شدند و سرانجام قبل از رسیدن لشگر، خود را تسلیم مى‏كردند.
پیامبر اسلام،صلى‏الله علیه‏وآله، طبق شواهد تاریخى و آیات قرآن از این موهبت‏برخوردار بوده و درمواردى‏صلابت و ابهت آن حضرت و تصمیم و اراده شكست‏ناپذیر او دلهاى دشمنان را به لرزه افكنده و آنان را پریشان ساخته است و پیش از درگیرى و یا به مجرد رویارویى ، شكست‏خورده و پا به فرار نهاده یا تسلیم شده‏اند.
پیامبر اسلام در «غزوه بدر» با اقلیتى غیر مجهز و بسیار كم در برابر سپاهى مجهز و چندین برابر، نه تنها ایستاد، بلكه به پیروزى جالبى هم رسید و این خود از مواردى است كه دشمن با رعبى كه در دلش از پیامبر اسلام توسط خداوند مى‏افتد و با دادن بیش از هفتادكشته و مجروح و به جا نهادن اسیران زیاد، پا به فرار مى‏گذارد. ابوسفیان مى‏گوید به محض‏رساندن كاروان به مكه بسرعت‏به بدر مراجعه كردم ، لشكر در حال فرار بود و به هر كس مى‏گفتم: بایست! مى‏گفت: على ،علیه‏السلام، سوار بر اسب مرا تعقیب مى‏كند.
در جنگ خندق پس از محاصره مدینه توسط نیروهاى قریش و احزاب و عبور «عمروبن‏عبدود» و همراهان او از خندق و رجزخوانى عمرو، اضطراب و دلهره‏اى بین مسلمین رخ داده بود كه به تعبیر قرآن
« و زلزلوا زلزالا شدیدا » (1) و فریاد « متى نصرالله‏ » سر مى‏دادند.
آنگاه كه حضرت على ،علیه‏السلام، عمرو را با یك ضربت از پا درآورد و پیامبر ،صلى‏الله علیه‏وآله،فرمود: «ضربة على یوم الخندق افضل من عبادة‏الثقلین‏» ترس و رعب عجیبى در دل دشمن افتاد و شبانه فرار كردند.
و نیز در جنگ با یهود بنى‏نظیر و بنى قریظه، ترس و نگرانى به حدى بود كه به تعبیر قرآن:
«وقذف فى قلوبهم الرعب یخربون بیوتهم بایدیهم‏و ایدى المؤمنین‏» (2)
و در دلشان (از سپاه اسلام) ترس افكند تا به دست‏خود و به دست مؤمنان خانه‏هاشان را ویران كردند.
ویادر فتح مكه زمینه چنان فراهم مى‏شودوبه‏گونه‏اى‏مرعوب‏مى‏گردند كه جرات هر گونه مقاومت و رویارویى از لشكر جرار قریش و ابوسفیان سلب مى‏گردد و همه طوعا و كرها تسلیم مى‏شوند و شعار «لااله الاالله وحده وحده وحده انجز وعده و نصر عبده و اعز جنده و هزم‏الاحزاب وحده‏» تحقق مى‏یابد.
باز درانقلاب اسلامى ، دیدیم كه دشمن با همه قوا و توان وسلاحهاى مدرن، چگونه صحنه را خالى مى‏كرد، مخصوصادرآخرین‏روزهاى پیروزى انقلاب اسلامى شاهد بودیم كه در پى فرمان حضرت امام، قدس‏سره، و ریختن همه مردم به خیابانها با فرمان رهبرانقلاب، چگونه نیرومندترین ارتش خاورمیانه عملا جا خالى كرد و نیروهاى انقلاب پیروز شدند.
در جنگ تحمیلى هم نمونه‏هایى از این پیروزیها را در فتح خرمشهر و آبادان و فتح‏المبین دیدیم كه نیروى مجهز و برتر مهاجمان، با روحیه متزلزل در اثر ترس و وحشت‏شعار الله ‏اكبر چگونه شكست‏خورد و تسلیم شد.
اینها نمونه كوچكى است از پیروزى كه در سایه ترس و رعب در دل دشمن به وجود مى‏آید.
پس بسیار روشن است كه یكى از عوامل عمده پیروزى ارتش امام زمان ،علیه‏السلام، همان رعب است كه از آوازه حضرت و تایید ونصرت او از طرف خدا در دل دشمنان خدا و امام زمان ،علیه‏السلام، مى‏افتد و این حقیقت در لابلاى آیات و روایات مشهود است.
اینك آیاتى كه دلالت‏بر اینگونه پیروزیها دارد و مى‏رساند كه پیامبر، صلى‏الله علیه‏وآله،در مواردى ، منصور بالرعب بوده است از نظر شما مى‏گذرانیم:
1. «سنلقى فى قلوب‏الذین كفرواالرعب بما اشركوا بالله‏» (3)
بزودى در دلهاى كفار رعب و هراس مى‏افكنیم به خاطر آنكه شرك براى خدا قائل شدند.
2.«سالقى فى قلوب الذین كفروا الرعب فاضربوا فوق‏الاعناق‏» (4)
بزودى در دلهاى كافران وحشت و ترس مى‏افكنیم ، پس ضربه‏ها را بر بالاى گردنها (یعنى مغزشان) فرود آورید. این در رابطه با رعبى است كه در دل كفار قریش در جنگ بدر افتاد و سبب پیروزى مسلمانان بر آنها شد.
3. «و قذف فى قلوبهم الرعب فریقا تقتلون و تاسرون فریقا» (5)
در دل یهودیان رعب و وحشت افتاد كه سبب فروآمدن از دژهایشان شد و شما گروهى را كشتید و گروه دیگرى را به اسارت گرفتید.
4. «فاتاهم الله من حیث لم یحتسبوا و قذف فى‏قلوبهم‏الرعب‏» (6)
پس قدرت خداوند از جایى كه گمان نمى‏بردند، آمد و رعب وحشتى در دل آنان افتاد.

در بسیارى از روایات ما همین صفت و ویژگى پیامبر،صلى‏الله علیه‏وآله،براى حضرت مهدى ، علیه‏السلام،نقل‏شده‏است، علاوه بر روایاتى كه قبلا اشاره شد به اینكه رعب پیشاپیش لشكر امام زمان از هر طرف مى‏رود یعنى از فاصله دور دشمن او مرعوب مى‏گردد و فرار مى‏كند یا تسلیم مى‏شود .
امام باقر ،علیه‏السلام، مى‏فرماید: «همه سنن انبیا در امام زمان جمع است (كه بعدا در این زمینه بحث‏خواهیم كرد) ولى از سنتهاى جدش مصطفى،صلى‏الله علیه‏وآله، قیام به شمشیر و منصور بالرعب است.
«و اما شبهة من جده المصطفى محمد،صلى‏الله‏علیه‏وآله، فخروجه بالسیف و قتله اعداءالله و اعداءرسوله و الجبارین و الطواغیت و انه ینتصر بالسیف و الرعب و انه لا ترد له رایة ...»
از سنتهاى جدش قیام امام زمان با شمشیر و قیام مسلحانه است و نابودى دشمنان خدا و رسول خدا و ستمگران و طاغوتها است و منصور به رعب و تسلیم همه پرچمها در برابر اوست.

امام محمدباقر،علیه‏السلام،نیز مى‏فرماید:
«القائم،علیه‏السلام،منا منصور بالرعب، موید بالنصر تطوى له الارض و تظهر له الكنوز و یبلغ سلطانه المشرق و المغرب‏» (8)
قائم ،علیه‏السلام، ما یارى شده به رعب است و تاییدشده با پیروزى است. تمام زمین به تصرف او درمى‏آید و گنجهاى زمین براى او ظاهر مى‏شود و سلطه او بر شرق و غرب مى‏رسد.

امام صادق ،علیه‏السلام، مى‏فرمود:
«ان‏القائم‏منامنصوربالرعب‏موید بالنصر تطوى له‏الارض و تظهر له الكنوز و یبلغ سلطانه‏المشرق و المغرب و یظهرالله به دینه ولوكره المشركون‏» (9)
4. در ذیل تفسیر آیه «اتى امرالله فلاتستعجلوه‏» مى‏فرماید: (10)
«هو امرنا امرالله تعالى عزوجل ان لانستعجل به حتى و یویده بثلاثة اجناد الملائكه المؤمنین والرعب‏» (11)
او همواره با سه گروه سپاه تایید مى‏شود. سپاه فرشتگان ، سپاه مؤمنان مخلص و سپاه رعب و ترس.
هشام بن سالم از امام صادق ، علیه‏السلام، نقل مى‏كند:
«... فلا یبقى بین الخافقین الا خافه‏» (12)
در میان شرق و غرب كسى نمى‏ماند مگر اینكه از او مى‏هراسد.
ابى‏بصیر از امام صادق ، علیه‏السلام، نقل مى‏كند كه آن حضرت درباره نشر و گسترش پرچم‏حضرت‏مهدى،علیه‏السلام، پس از نقل مطالبى مى‏فرماید:
«و یسیرالرعب قدامها شهرا وراءها شهرا و عن یمینها شهرا و عن یسارها شهرا، ثم قال یا ابامحمد، انه یخرج موتورا غضبان اسفا لغضب‏الله على هذاالخلق‏». (13)
با توجه به معناى لغوى رعب كه همان خوف و در واقع ترس شدیدى است كه كتمان آن ممكن نیست، روشن مى‏شود منصور به رعب بودن آن حضرت ممكن است‏به این معانى باشد:
1. مردم مخالف و دشمنان ، روحیه خود را ببازند و جرات مقاومت در برابر او نكنند و از ترس لشكر مقاوم و غیرقابل نفوذ و شكست‏ناپذیر آن حضرت ، تسلیم شوند.
2- آوازه آن حضرت و لشكرش چنان رعب‏آور است كه شهرهاى دور دست كه با لشكر امام به مسافت‏یك ماه راه‏رفتن، فاصله دارند، از هر طرف بدون درگیرى و رویارویى و مقاومت تسلیم مى‏گردند، چنانچه حدیث ابى بصیر گویاى آن است.
3. تمام دشمنان آن حضرت در خوف شدید به سر مى‏برند و این ترس خودمقدمه پیروزى امام و شكست دشمنان امام است.
این رعب و ترس از چند جهت ممكن است رخ دهد:
الف) از نظر اعجاز و قدرت خداوند كه هراس و رعب در دلهاى دشمنان امام و ابرقدرتها بیفكند و قدرت اراده و تصمیم به مقاومت را از آنان سلب نماید، نتیجه اینكه زودتر تسلیم گردند. گویى چنان از خود بى‏خود شوند و دست و پاى خود را گم كنند كه توان حركت نیابند همانند بره در برابر شیر و ...!
ب) آوازه پیروزى سریع حضرت و شیوع فتح و نصرت او در سراسر بلاد و ویژگى یاران او و لشگریانش كه مقاوم و شكست ناپذیرند، سبب این خوف و رعب گردد.
ج) انتشار حركت و قیام امام و آمادگى باطنى مردم ممكن است، سبب پیوستن مردم به امام شود و در تمامى كشورها نیروها و مردم خواستار همكارى با امام زمان گردند و در نتیجه شورشها و قیامهاى داخلى رخ دهد و موجب انشعاب حكومتها وتقسیم و تجزیه آنان گردد و عملا ایجاد ترس و وحشت و رعب در دلهاى حاكمان و طاغوت و قدرتها شود.
د) امام‏زمان با احاطه‏اى كه بر اسرار غیب دارد ممكن است راز و رمز آنان را قبلا كشف و خنثى كند و منابع و ذخایر اسلحه و نیروهاى انسانى آنان را نیز شناسایى كند و نقاط ضعف و آسیب‏پذیرى آنان را بداند و با یك اقدام سریع همه را وادار به تسلیم سازد و نیز كافى است كه این كار را با چند دولت مقتدر انجام دهد تا بقیه حساب خویش را بدانند ...!!





نوع مطلب : انتظار، 
برچسب ها :


( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   
درباره وبلاگ

وقتى سخن از ظهور به میان مى آید احساس دلپذیرى به آدمى دست مى دهد. گویى در فضاى باغى سبز و كنار نهرى جارى نشسته است و به آواز خوش بلبلان گوش مى دهد. آرى
ظهور زیبائى ها و انتشار خوبى ها جان و تن خستگان را نشاط مى بخشد و برق شادى در چشمان امیدواران روشن مى كند.
در این وبلاگ سعی می شود درباره ظهور حضرت مهدى (عج) و آنچه در سایه سار حضور عینى او رخ خواهد داد سخن گوییم
و به تماشاى جمال بى مثالش بى حجاب غیبت مى نشینیم.
امیدوارم از مطالب این وبلاگ در جهت آشنایی بیشتر دیگر هموطنان عزیزم با امام عصر در جامعه بهره ببرید.
التماس دعا
با تشکر

مدیر وبلاگ : منتظر
پیوندهای روزانه
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

كد نوحه

كد مداحی


                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic