كیـمیـای محبـت - مطالب آبان 1388
كیـمیـای محبـت
کیمیا،محبت اهل بیت است
1388/08/30 :: نویسنده : منتظر
وعده خداوند نسبت به تسلط و چیرگى بر یهودیان

خداوند متعال در قران كریم میفرماید:
((پروردگار تو اعلام مى دارد ،كسانى را بر یهودیان چیره خواهد كرد كه تا روز قیامت ،آنان را مجازات و شكنجه خواهند نمود و خداست كه زود مجازات نموده و هم اوست آمرزگار و بخشنده ، و از جمله مجازات خداوند این است كه آنان را پراكنده و گروه گروه در زمین قرار داده بعضى از آنان نیكوكار و برخى نابكارند و آنان را با خوبى و بدى آزمایش كردیم ، شاید توبه نموده و به راه حق و هدایت باز گردند.)) (42)
معنى این دو آیه شریفه این است كه : خداوند اعلان و مقدر فرموده كه بزودى كسى را بر یهودیان مسلط مى گرداند كه تا روز رستاخیز آنان را مجازات و شكنجه دهد، او (خداى ) بسرعت مجازات نموده و هم اوست آمرزنده مهربان ، از جمله مجازاتهاى خداوند درباره یهودیان این است كه آنها را در روى زمین پراكنده و دسته دسته مى گرداند، گروهى از آنان نیكوكار و گروهى بدكارند و آنها را به وسیله خوبى و بدى آزمایش مى كند شاید توبه نموده و هدایت گردند.
ما اجراى این وعده الهى را در كیفر یهودیان ، در تمام دورانهاى تاریخى آنان به استثناى دوران حكومت پیامبرانى چون موسى و یوشع و داود و سلیمان علیهم السلام مشاهده مى كنیم و خداوند اقوام و ملتهاى مختلفى را بر آنها مسلط گردانید كه آنان را شكنجه و مجازاتى دردناك نمودند.
گاهى عنوان مى شود: آرى ، پادشاهان مصر و بابل و یونان و فارس و روم و دیگران بودند كه بر یهودیان تسلط یافته و آنان را مجازات سختى چشاندند اما مسلمانان چنان رفتارى با آنها ننموده ، بلكه تنها بر نیروهاى نظامى آنها پیروز گشتند و سپس زندگى در سایه دولت اسلامى را از آنان پذیرفتند، كه با برخوردارى از آزادى و حقوق خود در قوانین اسلامى ، جزیه بپردازند.
اما پاسخ : اینكه آنها را بدترین عذاب چشانیدند، به این معنى نیست كه پیوسته آنها را كشته و یا آواره و زندانى نمودند، آن چنانكه بیشتر حكومتهایى كه پیش از اسلام بر آنان تسلط یافتند، این گونه عمل كردند، بلكه به این معنى است كه آنها از لحاظ نظامى ، سیاسى ، تسلیم آن حكومتى گردیدند كه خداوند بر آنان مسلط ساخت اگر چه مسلمانان در آزار و كیفر یهودیان ، از دیگران ملایم تر بودند، اما مصداق تسلط بر یهودیان ، و كیفر نمودن آنان مى باشند.
و......
 بقیش رو تو ادامه مطلب بخونید


ادامه مطلب


نوع مطلب : انتظار، 
برچسب ها :
1388/08/29 :: نویسنده : منتظر
رومیان و نقش آنان در زمان ظهور
منظور از روم در روایات مربوط به آخر الزمان و ظهور حضرت مهدى (ع )، ملل اروپائى و قرنهاى اخیر، گسترش آنان در امریكا مى باشد، كه فرزندان روم و وارثان امپراطورى تاریخى رومیان هستند.
گاهى گفته مى شود: رومیانى كه خداوند متعال سوره اى درباره آنان نازل فرموده و پیامبر (ص ) و مسلمانان بعدها با آنان پیكار نمودند ، غیر از اینان هستند. زیرا آنان بیزانس ها بودند كه پایتخت آنان ابتدا شهر ((رم )) در ایتالیا و سپس شهر قسطنطنیه گردید تا اینكه مسلمانان حدود 500 سال پیش آن را فتح نموده و ((اسلامبول )) نامیدند و مردم آن را استانبول تلفظ نمودند.
پاسخ : صحیح است كه رومیان هنگام نزول سوره مباركه روم و صدور روایات درباره آنان كه از طرفداران امپراطورى روم یا بیزانس (معروف ) بودند. امام غربى هاى امروز افرادى غیر آنها نیستند ، بلكه ادامه سیاست و تمدن آنها به حساب آمد و بخشى از آنان شمرده مى شوند.. و ملتهاى فرانسه و بریتانیا و آلمان و غیر آن ، از لحاظ فرهنگ و سیاست و دین ، اركان حقیقى امپراطورى روم مى باشند. و این كه آنها در آن زمان مناطق تحت نفوذ روم و (مستعمرات آن ) نامیده مى شدند، این حقیقت را نفى نمى كند.
بلكه سرداران بیزانس رومى خود به مدت 2 هزار سال پایتخت شان رم و قسطنطنیه بود در حالى كه همه آنان از نژاد ایتالیائى و ریشه واحدى نبودند، بلكه از ریشه و نژادهاى متعدد اروپائى بودند و بعد از آنكه یونان جزئى از امپراطورى روم گردید، گاهى در میان آنان یونانیان نیز بچشم مى خوردند .
و شاید به همین دلیل باشد كه وقتى امپراطورى تقلیدى روم به ضعف گرائید و در قسطنطنیه و پیرامون آن محدود گردید و در محاصره دریائى از ملتهاى مسلمان قرار گرفت ، اروپائیان به ادعاى میراث خوارى به پا خاسته ، وعده اى از سران كشور آلمان و غیر آن را، قیصر (سزار) نامیدند.
این نوع تغییر و تحول در امپراطورى ها و دولتها امرى طبیعى است ، چرا كه حكومت از كشورى به كشور دیگر و از ملتى به ملت دیگر انتقال مى یابد، و این با باقى ماندن نام و خصوصیتهاى اصلى آن منافات ندارد.
بنابراین ، روایات شریفه اى كه از آینده رومیان یا به تعبیر عرب ها ((بنى اصفر))( زرد پوستان ) خبر مى دهد، مرادشان فقط رومیان بیزانس ‍ ایتالیائى ، منهاىملل و قبیله هاى فرنگى و سایر قبایل وابسته به آنها نیست .
به همین دلیل مسلمانان در كتابهاى تاریخى خود از آنها به رومیان و گاهى فرنگیها تعبیر مى كنند امام در عین حال به همه آنها رومى گفته ، و آن را به صورت ((اءروام )) جمع مى بندند.
علاوه بر آن ، آنچه از سوره مباركه روم ، آیات 31 و 32 و سوره كهف آیه هاى 12 و 21 و غیر آن درباره شرك آنان نسبت به خداوند متعال و احزاب و پیروان آنها استفاده مى شود این است كه مراد از آنان ملتها و احزاب مدعى پیروى از حضرت مسیح علیه السلام مى باشند. و روشن است كه رهبرى ملتهاى مسیحى به دست رومیان ایتالیائى و قسطنطنیه بوده سپس غربیها از آنان به ارث برده اند.
نام روم در بسیارى از روایات زمان ظهور آمده از جمله روایات مربوط به فتنه و آشوب و تسلط آنان بر مسلمانان ، كه قبلا گذشت .
و روایات دیگرى درباره حركت ناوگانهاى جنگى آنها به سواحل سرزمین هاى عربى ، اندكى پیش از ظهور حضرت مهدى علیه السلام ، وجود دارد.
از امام صادق علیه السلام نقل شده كه فرمودند:
((وقتى كه در سرزمین شام بلوایى را مشاهده نمودى ، پس مرگ است و مردن ، تا آنكه غربیان به تحرك آمده و روانه سرزمینهاى عربى گردند. كه حوادثى بین آنان رخ خواهد داد.)) (20)
و فتنه و آشوب شام در روایات مربوط به زمان ظهور به مرحله كشمكشهائى كه در سرزمین شام بعد از آشوب و استیلاى اجانب بر امت اسلامى واقع مى شود اطلاق مى گردد.. به این معنى كه ((بنى اصفر)) ((غربیها)) خود را ناگزیر از دخالت مستقیم نظامى مى بینند، بعد از آن كه به واسطه پایدارى مردم آن سامان و امواج سیاسى موجود و درگیر آن ، از تسلط بر منطقه پیرامون فلسطین .........
به دلیل حجم بالای مقاله بقیش رو تو ادامه مطلب بخونید


ادامه مطلب


نوع مطلب : انتظار، 
برچسب ها :
1388/08/28 :: نویسنده : منتظر
آشوب گرى شرق و غرب علیه مسلمانان
برگرفته از كتاب : عصر ظهور
واژه ((فتنه )) در قرآن كریم و سنت به دو معناى عام و خاص آمده ، معنى عام عبارت است از هر امتحان و آزمایشى كه براى انسان پیش آید، خواه از ناحیه خود انسان باشد یا از ناحیه شیطان و یا از سوى مردم و خواه از امتحان ، كامیاب و روسفید بیرون آید و از فتنه و آشوب برهد و یا در آن سقوط نماید.
و معنى خاص : عبارت از حوادث و پیشامدهایى است كه مسلمانان را در بوته امتحان قرار داده و از مرز دیانت خارج و منحرف مى سازد. و مقصود از آشوبهاى داخلى و خارجى كه پیامبر (ص ) هشدار داده همین معناست .
البته صحابه و تابعین با تفاوت آراءشان روایات متعددى را نقل نموده اند كه پیامبر اكرم (ص ) مردم را از فتنه و آشوبهاى بعد از خود برحذر داشته است .
و در میان صحابه ، حذیفة بن یمان در علم و آگاهى به روایات فتنه ها معروف بوده ، زیرا وى در پرستش نمودن از پیامبر (ص ) درباره آشوبها و حفظ آن روایات اهتمام مى ورزید.
از این رو بسیارى از رویات مربوط به فتنه ها را در منابعى مى یابیم كه با ذكر سند و نسبت به حذیفه از پیامبر (ص ) و یا از امیرمؤ منان على (ع ) نقل شده ، زیرا حذیفه از یاران خاص آن حضرت نیز بوده است .
چنانكه از او روایت كرده اند كه مى گفت :
((هیچ فتنه جوئى نیست كه تعدادشان به سیصد تن برسد مگر اینكه اگر بخواهم نام او و پدر و محل سكونتش را تا روز قیامت یادآور شوم مى توانم ، زیرا تمام آنها را رسول گرامى (ص ) به من آموخته است ))
و مى فرمود:
((اگر تمام آنچه را كه مى دانم براى شما بازگو مى كردم ، مرا تا شب مهلت نداده و فورى مى كشتید.)) (4)
توجه مسلمانان به روایات فتنه و آشوبها، به حدى بود كه در نزد بعضى از آنان به اخبار حضرت مهدى (ع ) و ظهور آن بزرگوار غلبه پیدا نمود، از این رو گرد آورندگان مجموعه هاى روایى ، باب ها و فصلهایى را تحت عنوان ((فتن )) (آشوبها) یا ((ملاحم و فتن )) (پیش آمدها و آشوبها) تدوین نموده اند. و كلمه ملاحم به معنى جنگها و رویدادهاى مهمى است كه پیامبر اكرم (ص ) وقوع آنها را خبر داده است .
لذا عده اى از راویان و دانشمندان اسلامى كتابهاى خاصى به نام ((الفتن و الملاحم )) و مانند آن تاءلیف نموده و روایات وارد شده در این زمینه را در آن كتابها گرد آورده اند.
آنچه در این جا مهم است ، بررسى عدد فتنه ها و آغاز و انطباق آنها با تاریخ مسلمانان نیست بلكه مهم ، شناخت آخرین فتنه اى است كه جملگى اتفاق نظر دارند كه با ظهور حضرت مهدى (ع ) از بین خواهد رفت ، همان فتنه اى كه ویژگیهاى آن منطبق بر فتنه غرب است كه اثر آن در طلیعه این قرن بر ملل مسلمان آشكار گشته و دشواریهاى بسیارى را به دنبال داشته است چرا كه غربیان در داخل سرزمین مان با ما جنگیده و بر ثروتها و سرنوشت و امور ما مسلط مى گردند. در این امر دشمنان شرقى ما با آنان همكارى نموده و بخشى از سرزمین ما را به تصرف درآورده و با محو موجودیت اسلام و آثار آن ، آنجا را در قلمرو فرمانروایى خود در مى آورند.
و اینك نمونه هایى از روایات شریفه :
پیامبر اكرم (ص ) فرمود:
((چهار فتنه و آشوب بر امت من وارد شده كه در فتنه اول ، خون ریزى و در دومى ، خونها و اموال و در فتنه سوم ، خونها و اموال و زنان حلال شمرده مى شود. چهارمین فتنه و آشوب ، كور و كر و همه گیر و هم چون حركت كشتى در دریاى متلاطم خواهد بود، به گونه اى كه هیچ یك از مردم پناهگاهى نمى یابند. آن فتنه از شام برخاسته و عراق را فرا مى گیرد (جزیره ) را زیر دست و پاى خود به شدت كوبیده ، و بلا و گرفتارى ، مردم را مانند پوست دباغ خانه گوشمال مى دهد هیچ كس قادر نیست بگوید: بس كنید و دست نگهدارید! اگر آن را از ناحیه اى برطرف سازند از ناحیه اى دیگر سربرآورده و ظاهر مى گردد.)) (5)
و در روایتى آمده است :
((زمانى كه فتنه فلسطین رخ دهد، وضع شام همچون بر هم خوردن آب در مشك آشفته مى شود و چون وقت پایانش فرا رسد، پایان پذیرفته و گروه اندكى از شما پشیمان خواهید شد.)) (6)
و در روایتى :
((آن فتنه و آشوب ، شام را احاطه كرده و عراق را مى پوشاند، و جزیره را درهم مى كوبد.)) (7)
و در روایتى دیگر چنین آمده :
((آنگاه فتنه اى پدید مى آید هر زمان صحبت از پایان آن شود، همچنان ادامه یافته ، به گونه اى كه خانه اى نیست كه آن فتنه داخل آن نشده ، و مسلمانى نیست كه سیلى آن را بر صورت خود لمس نكرده باشد تا آنكه مردى از خاندان من ظهور نماید.)) (8)
در این روایت و بسیارى از روایات مانند آن ، پیرامون این فتنه و آشوب ، صفات فراوانى مشاهده مى كنیم ، كه طبق این روایت ، چهارمین فتنه و به گفته كل روایات ، آخرین فتنه مى باشد.
و این ویژگیها عبارتند از:
1 - روایات آن در منابع شیعه و سنى در حد تواتر اجمالى است ، یعنى هر چند از نظر الفاظ متفاوتند، اما راویان متعدد، آن را به یك معنى نقل نموده اند، بطوریكه اگر كسى دقت كند برایش یقین حاصل مى شود كه مضمون این اخبار از ناحیه پیامبر (ص ) و اهل بیت وى (ع ) صادر شده است .
2 این فتنه ، آشوبى است دامنه دار، و شامل همه اوضاع و احوال امنیتى ، فرهنگى و اقتصادى مسلمانان مى شود. مانند اینكه ، تمام چیزهاى حرام ، حلال شمرده مى شود. و یا در روایت دیگر ((صماء)) كر و ((عمیاء)) كور توصیف شده ، یعنى : كر است و سخن نمى شنود تا بتوان با گفتگو او را دور كرد، و نابیناست و نمى بیند كه بین این و آن فرق بگذارد. بلكه شامل همه شده ، و بر آنها منطبق است ، وارد هر خانه اى شده و بر شخصیت هر مسلمانى ضربه و آسیب وارد مى سازد، و جامعه مسلمانان را همچون حركت و تكان كشتى ، كه بر موج دریاى خروشان قرار گیرد، دچار آشفتگى مى نماید.
هیچ كسى در برابر خطر این فتنه نسبت به دین خود و خانواده اش و از جور فرمانروایان ستم پیشه و دستیاران شرقى و غربى آنان كه سرپرستى امور امت اسلامى را بر عهده مى گیرند، پناهى نمى یابد، چنانكه در این روایت آمده است :
((در آن هنگام گروهى از شرق و غرب آمده و بر امت من فرمانروائى مى كنند.))

بدلیل حجم بالای مقاله بقیش رو تو ادامه مطلب بخونید



ادامه مطلب


نوع مطلب : انتظار، 
برچسب ها : مقاله های عصر ظهور، عصر ظهور، چگونگی ظهور حضرت،
1388/08/27 :: نویسنده : منتظر

   عصر ظهور

سلام دوستان این مقاله ها از کتاب عصر ظهور اثر علی کورانی برداشت شده ،امیدوارم که بتونم هر26 قسمت این کتاب رو بزارم تو وبلاگ و امیدوارم شما هم با نظراتتون من رو یاری کنید.

سیماى كلى دوران ظهور
با آنكه قرآن كریم
معجزه جاوید پیامبر اسلام (ص ) است و در هر زمان و نسلى تازگى دارد....با این وصف از جمله معجزه هاى همیشه تازه وى خبرهایى است كه توسط آن حضرت از آینده زندگى انسانها و خط سیر اسلام ، تا فرا رسیدن زمان بازگشت اسلام (موعود) بیان شده است عصرى كه خداوند دین خود را برتمام ادیان و مكاتب جهان برخلاف خواست مشركان و كافران پیروز مى گرداند.
و این عصر ظهور اسلام كه موضوع این كتاب است همان عصر ظهور حضرت مهدى (ع ) است و هیچ تفاوتى بین این دو، در صدها روایت بشارت دهنده پیامبر (ص ) و روایاتى كه از طریق صحابه و تابعین و نویسندگان صحاح و مجموعه هاى روایتى كه درباره این دو عصر رسیده وجود ندارد، با آنكه اختلاف روش داشته اند. و اگر روایات امامان اهل بیت (ع ) را بر آنها بیفزائیم بیش از یكهزار روایت مى شود، اگر چه ائمه (ع ) همواره احادیث خود را به پیامبر (ص ) نسبت نداده اند، لكن بارها تاءكید فرموده اند كه آنچه بیان نموده اند از پدران پاك و از جد بزرگوارشان پیامبر اكرم (ص ) مى باشد.
سیمائى را كه این روایات از اوضاع جهان در زمان ظهور ترسیم مى كند به ویژه از منطقه ظهور آن حضرت . مانند: یمن ، حجاز، ایران ، عراق ، شام ، فلسطین ، مصر و مغرب (مراكش )....سیمائى است كامل كه بسیارى از حوادث بزرگ و كوچك و نامهاى اشخاص و اماكن را در برمى گیرد.
كوشیده ام این روایات را از میان احادیث فراوان ، استخراج نموده و برگزینم و تا حد ممكن به شكلى واضح و پیوسته و دقیق در دسترس عموم مسلمانان قرار دهم .
در این بخش ، قبل از پرداختن به مشروح آن روایات ، خلاصه اى از آنها را عرضه مى دارم تا سیمائى كلى از عصر ظهور باشد.
روایات شریفه حاكى از این است كه انقلاب و حركت ظهور حضرت مهدى (ارواحنا فداه ) بعد از فراهم شدن مقدمات و آمادگیهاى منطقه اى و جهانى از مكه آغاز مى گردد...
و طبق بیان روایات ، در سطح جهانى نبردى سخت بین رومیان (غربیها) و بین تركان و یا هواداران آنها كه ظاهرا روسها باشند بوجود مى آید، تا جائیكه به جنگ جهانى منجر مى گردد.
اما در سطح منطقه دو حكومت هوادار حضرت مهدى علیه السلام در ایران و یمن تشكیل خواهد شد...كه یاران ایرانى آن حضرت مدتى قبل از ظهور، حكومت خویش را تاءسیس نموده و درگیر جنگى طولانى مى شوند كه سرانجام در آن پیروز مى گردند.
و اندك زمانى پیش از ظهور آن بزرگوار در بین ایرانیان دو شخصیت ، با عنوان سید خراسانى ، رهبر سیاسى و شعیب بن صالح ، رهبر نظامى ظاهر شده و ایرانیان تحت رهبرى این دو تن ، نقش مهمى را در حركت ظهور آن حضرت ایفاء خواهند نمود.
اما یاران یمنى وى ، قیام و انقلاب آنان چند ماه پیش از ظهور حضرت بوده و ظاهرا ایشان در سامان بخشیدن به خلاء سیاسى كه در حجاز بوجود مى آید همكارى مى نمایند. علت بوجود آمدن این خلاء سیاسى حجاز این است كه شاه نابخردى از خاندان فلان ! كه آخرین پادشاه حجاز مى باشد كشته شده و بر سر جانشینى او اختلاف بوجود مى آید به گونه اى كه این اختلاف تا ظهور مهدى (ع ) ادامه خواهد یافت .
آنگاه كه مرگ عبد الله فرا رسد، مردم در جانشینى او نسبت به هیچكس به توافق نمى رسند و این جریان تا ظهور حضرت صاحب الامر همچنان ادامه مى یابد، عمر سلطنت هاى چندین ساله بسر آمده ، نوبت پادشاهى چند ماهه و چندین روزه فرا مى رسد. ابوبصیر مى گوید: پرسیدم : آیا این وضع به طول مى انجامد؟ فرمود: هرگز.
و این درگیرى بعد از كشته شدن این پادشاه (عبدالله ) منجر به كشمكش بین قبیله هاى حجاز مى شود.
از جمله نشانه هاى ظهور، حادثه اى است كه بین دو حرم (مكه و مدینه ) رخ مى دهد.
عرض كردم : چه حادثه اى اتفاق مى افتد؟ فرمود: تعصب قبیله اى میان دو حرم به وجود آمده و شخصى از فرزندان فلان ! پانزده تن از سران و شخصیتهاى قبیله مخالف و یا از فرزندان مخالفان خود را مى كشد.
در این هنگام نشانه هاى ظهور حضرت مهدى (ع ) آشكار شده و شاید بزرگترین نشانه آن ، نداى آسمانى است ، كه به نام او در 23 ماه رمضان شنیده مى شود.
سیف بن عمیره گفت : نزد ابوجعفر منصور بودم وى بدون مقدمه گفت : این سیف بن عمیره بدون تردید ندا كننده اى از آسمان نام مردى از فرزندان ابوطالب را مى خواند. گفتم : فدایت شوم اى امیرمؤ منان ، این سخن را روایت مى كنید؟ گفت : آرى سوگند به آن كس كه جانم در دست اوست آن را با گوش خود شنیدم . گفتم : اى امیر مؤ منان ، من تاكنون چنین حدیثى از كسى نشنیده ام ! گفت : اى سیف ، این سخن حق است ، زمانیكه آن امر واقع مى شود، نخستین كسى كه اجابت نماید ما هستیم ، مگر نه این است كه آن ندا، مردى از عموزادگان ما را مى خواند؟ گفتم : آیا آن مرد از فرزندان فاطمه (س ) است ؟ گفت : آرى این سیف ، چنانچه این روایت را از ابوجعفر محمد بن على امام باقر نشنیده بودم ، اگر تمام مردم روى زمین برایم مى گفتند نمى پذیرفتم ، اما او محمد بن على (امام باقر (ع ) است .
طبق روایات پس از این نداى آسمانى ، حضرت مهدى (ع ) به طور سرى با برخى از یاران و هواداران خود ارتباط برقرار مى نماید. درباره آن بزرگوار، در سراسر گیتى سخن بسیار به میان آمده ، و نام وى زبانزد همگان گشته ، و محبتش در دلها جاى مى گیرد.
دشمنان وى از ظهور آن حضرت سخت بیمناك شده ، و از این رو براى دست یافتن به او به تلاش و كوشش مى پردازند...در میان مردم شایع مى شود كه آن حضرت در مدینه منوره اقامت گزیده ، و حكومت حجاز یا نیروهاى خارجى جهت كنترل اوضاع داخلى حجاز، و پایان دادن به كشمكش قبائل با حكومت وقت لشكریان سفیانى را از سوریه به یارى مى طلبند.
این سپاه وارد مدینه گشته و به هر مرد هاشمى كه دست یابند او را دستگیر مى كنند. بسیارى از آنان و شیعیان آنها را كشته و بقیه را بزندان مى افكنند.
سفیانى ، دسته اى از نیروهاى خود را روانه مدینه مى كند و آنها مردى را در آنجا بقتل مى رسانند و مهدى و منصور از آنجا مى گریزند، و از اولاد پیامبر (ص ) كوچك و بزرگ آنان دستگیر شده به گونه اى كه هیچكس ‍ نمى ماند جز اینكه دستگیر و زندانى مى گردد،
نیروهاى سفیانى در تعقیب آن دو مرد از شهر بیرون مى آیند و حضرت مهدى (ع ) همانند حضرت موسى علیه السلام ، بیمناك و نگران از آنجا خارج شده و رهسپار مكه مى گردد.
سپس آن حضرت در شهر مكه با بعضى از یاران خود تماس مى گیرد.... تا اینكه قیام و حركت مقدس خویش را در شب دهم محرم بعد از نماز عشاء از حرم شریف مكى آغاز مى كند آنگاه نخستین سخنرانى خود را براى مردم مكه ایراد مى فرماید، كه دشمنان وى سعى در ترور آن حضرت دارند، اما یاران آن حضرت با در میان گرفتن آن بزرگوار دشمنان را دور و متفرق ساخته ، و نخست بر مسجد الحرام و سپس بر مكه تسلط مى یابند.
و در صبح روز دهم محرم حضرت مهدى علیه السلام پیام خود را به زبانهاى مختلف به تمام جهان ابلاغ مى كند و ملل دنیا را به یارى خویش ‍ دعوت كرده ، اعلام مى دارد كه در مكه باقى خواهد ماند، تا معجزه اى كه جد گرامى اش حضرت مصطفى (ص ) وعده فرموده ، و آن فرو رفتن لشكریان سفیانى بزمین است كه براى درهم شكستن حركت آن حضرت راهى مكه مى شوند، به وقوع پیوندد.
اما پس از اندك زمانى ، معجزه وعده دادن شده در مورد سپاه سفیانى كه در مسیر مكه به حركت در آمده اتفاق مى افتد.
چون (سپاه سفیانى ) به بیابان مدینه مى رسد خداوند آنها را در زمین فرو مى برد، و این مصداق فرموده خداى بزرگ است كه فرمود: ((و اگر تو اى پیامبر سختى حال تبهكاران را مشاهده كنى آنگاه كه ترسان و هراسان گشته و هیچ از عذاب آنان فروگذار نشود و از مكانى نزدیك گرفتار شوند
((همینكه به بیابان مى رسند به زمین فرو مى روند و كسانى كه پیشاپیش ‍ رفته اند باز مى گردند تا ببینند آن قوم چه كردند كه خود نیز به سرنوشت آنان دچار مى شوند و عقب ماندگان نیز از راه رسیده و به آنها مى پیوندند كه جویاى حال آنان شوند، به همین بلا گرفتار مى شوند.
آن حضرت پس از این معجزه فرو رفتن دشمنان در زمین ، با سپاه خود كه متشكل از ده و اندى هزار تن است كه از مكه رهسپار مدینه مى گردد، و پس ‍ از نبردى با نیروهاى دشمن مستقر در آنجا، مدینه را آزاد ساخته ، آنگاه با آزادسازى دو حرم مكه و مدینه فتح حجاز و تسلط بر منطقه خاتمه مى یابد.
برخى از روایات خاطر نشان مى سازد كه آن حضرت ، پس از پیروزى بر حجاز راهى جنوب ایران مى شود و در آنجا با سپاه ایران و توده هاى مردم آن سامان به رهبرى خراسانى و شعیب بن صالح برمى خورد آنان با وى بیعت كرده و با همرزمى یكدیگر با قواى دشمن در بصره به پیكار مى پردازند كه سرانجام به پیروزى بزرگ و آشكارى دست مى یابند.
سپس امام (ع ) وارد عراق گردیده و اوضاع داخلى آنجا را پاكسازى مى كند و با درگیرى با بقایاى نیروهاى سفیانى و گروهكهاى متعدد شورشى آنها را شكست داده و به قتل مى رساند.
آنگاه عراق را مركز حكومت و كوفه را پایتخت خود قرار مى دهد، و بدین سان ، یمن ، حجاز، ایران ، عراق ، و كشورهاى خلیج فارس یكپارچه تحت فرمانروائى آن حضرت در مى آید.
رویات یادآور این معناست كه نخستین جنگى را كه حضرت مهدى (ع ) پس ‍ از فتح عراق به آن اقدام خواهد نمود جنگ با تركان است :
((اول لواء یعقده یبعثه الى الترك فیهزمهم ))
نخستین سپاهى كه حضرت مهدى (ع ) تشكیل مى دهد لشكرى است كه به سوى تركها گسیل داشته و آنها را شكست مى دهد.
و ظاهرا مقصود از تركان ، روس ها است كه بعد از جنگ جهانى با رومیان یعنى غربیها ضعیف و ناتوان مى شوند.
و امام (ع ) پس از تجهیز، سپاه بزرگ قومش را راهى قدس مى گرداند، در این هنگام سفیانى در برابر آن حضرت عقب نشینى مى كند تا اینكه لشكریان حضرت مهدى (ع ) در ((مج عذراء)) نزدیك دمشق فرود مى آیند، و گفتگو و مذاكراتى میان آن بزرگوار و سفیانى انجام مى پذیرد، اما موضع سفیانى در مقابل آن حضرت ضعیف است بخصوص كه موج گسترده مردمى به آن حضرت گرایش پیدا مى كنند. به گونه اى كه روایات نشان مى دهد، سفیانى مى خواهد قدرت را به او واگذارد، اما حامیان یهودى و رومى وى و دستیارانش او را سرزنش مى كنند.
آنها با بسیج نیروهاى خود با امام (ع ) و سپاه وى درگیر نبردى بزرگ مى شوند، نبردى كه محورهاى ساحلى آن ، از عكا در فلسطین گرفته تا انطاكیه در تركیه و در داخل از طبریه (1) تا دمشق و قدس را فرا مى گیرد...
در این هنگام خشم الهى بر نیروهاى سفیانى و یهودى و رومى فرود آمده و به دست مسلمانان كشته مى شوند، به گونه اى كه اگر یكى از آنان در پشت صخره اى پنهان شود، آن صخره بانگ برآورد: اى مسلمان ، در اینجا فردى یهودى مخفى شده او را هلاك كن .
در این لحظه ظفر و یارى خداوند بر امام مهدى (ع ) و مسلمانان به ارمغان آمده پیروزمندانه وارد قدس مى گردند.
غربیان مسیحى به طور ناگهانى مواجه با شكست یهودیان و نیروهاى پشتیبان آنها به دست با كفایت آن حضرت مى شوند، از این رو آتش خشم آنان برافروخته شده و علیه امام (ع ) اعلان جنگ مى دهند.
ولى ناگاه حضرت مسیح علیه السلام از آسمان به قدس فرود آمده و با سخنان خویش جهانیان و بویژه مسیحیان را مورد خطاب قرار مى دهد.
فرود آمدن حضرت مسیح (ع ) براى جهانیان علامت و نشانه اى است كه موجب شادى مسلمانان و ملتهاى مسیحى خواهد گردید.
به نظر مى رسد كه حضرت مسیح (ع ) میان حضرت مهدى (ع ) و غربى ها وساطت نموده ، قرارداد صلحى به مدت هفت سال بین دو طرف بسته مى شود.
بین شما و رومیان چهار پیمان صلح برقرار مى شود كه چهارمین آنها به دست مردى از (خاندان ) هرقل ، انجام مى پذیرد و هفت سال به طول مى انجامد. مردى از عبدالقیس به نام ((مستور بن غیلان )) پرسید: این پیامبر خدا پیشواى مردم در آن روز چه كسى خواهد بود؟ فرمود: مهدى از فرزندانم ، كه مردى چهل ساله بنظر مى رسد، چهره اش چون ستاره تابان مى درخشد، برگونه راست او خالى وجود دارد، و در حالى كه دو قباى قطوانى (2) به تن دارد همچون مردان بنى اسرائیل جلوه مى كند، وى گنجینه هاى زمین را استخراج نموده و شهرى شرك آلود را آزاد مى سازد.
آنگونه كه در بعضى روایات آمده غربى ها پس از دو سال پیمان صلح را مى شكنند. شاید انگیزه این پیمان شكنى ، ترس و وحشتى است كه حضرت مسیح (ع ) در اثر ایجاد موج همبستگى مردمى در بین ملتهاى آنان بوجود مى آورد. بسیارى از غربیها به آئین اسلام گرویده و حضرت مهدى (ع ) را مورد حمایت و تاءیید خویش قرار مى دهند.
لذا رومیان در یك هجوم ناگهانى با نزدیك به یك میلیون سرباز به سرزمین شام و فلسطین یورش مى آورند.
((آنگاه با شما پیمان شكنى نموده و با ارتشى متشكل از هشتاد لشكر و هر لشكر دوازده هزار سرباز به سوى شما گسیل مى شوند))
و نیروهاى اسلام رویاروى آنان قرار گرفته و حضرت مسیح موضع خود را هماهنگ با حضرت مهدى (ع ) اعلام داشته و پشت سر وى در قدس نماز مى گزارد.
نبرد با رومیان (غربیها) در همان محورهاى نبرد آزادى قدس ، از عكا تا انطاكیه ، و از دمشق تا قدس و مرج دابق (3) روى خواهد داد كه شكستى سخت متوجه رومیان و پیروزى بزرگ و آشكارى نصیب مسلمانان مى گردد.
پس از این كارزار دروازه هاى پیروزى جهت فتح نمودن اروپا و غرب مسیحیت ، به روى آن حضرت گشوده مى شود... و ظاهرا بسیارى از كشورها به وسیله انقلاب ملتهاى خودشان فتح مى گردد، چرا كه ملتها حكومتهاى خود را كه مخالف حضرت مهدى و مسیح علیهماالسلام است سرنگون ساخته و حكومتهاى طرفدار آن حضرت را برپا مى دارند.
بعد از فتح غرب توسط امام (ع ) و در آمدن آن تحت فرمانروائى آن حضرت ، و اسلام آوردن بیشتر مردم آن سامان ، حضرت مسیح علیه السلام رحلت نموده و حضرت مهدى (ع ) و مسلمانان برپیكر او نماز مى گزارند، و آنطور كه روایات مى گوید، امام علیه السلام مراسم دفن و نماز خواندن بر بدن وى را آشكارا در حضور مردم انجام مى دهد، تا همچون بار اول درباره او سخن ناروا نگویند، سپس پیكر پاك او را با پارچه اى كه دست بافت مادرش مریم صدیقه علیهما سلام است كفن نموده و در جوار مزار شریف در قدس به خاك مى سپارد.
پس از فتح جهان توسط آن حضرت و یكپارچگى تمام دولتهاى جهان به صورت یك حكومت اسلامى ... امام (ع ) جهت تحقق بخشیدن به اهداف الهى در ابعاد گوناگون و در میان ملتهاى جهان اقدام مى كند، و براى تعالى بخشیدن و شكوفائى زندگى مادى و تحقق توانگرى و رفاه همگان قیام نموده و جهت گسترش فرهنگ و دانش ، و بالا بردن سطح آگاهى دینى و دنیایى مردم مى كوشد...
طبق برخى روایات ، میزان افزایش دانشى را كه آن حضرت بر دانش مردم اضافه مى كند، به نسبت 25 به 2 است ، یعنى اضافه بر 2 جزء از علم را كه قبلا" دارا بوده اند 25 جزء دیگر را بر آن افزوده و به طور كلى دانش بشر 27 جزء خواهد شد.
هم چنانكه در زمان آن حضرت پاى ساكنان زمین به سوى ساكنان كرات گشوده مى شود بلكه مرحله گشوده شدن درهاى عالم غیبت به روى این جهان مادى ما آغاز مى گردد، كه انسانهائى از بهشت به زمین مى آیند كه براى مردم اعجاز آور و خارق العاده خواهد بود.
و در روزگار آن حضرت و بعد از آن شمارى از پیامبران و امامان علیهم السلام به زمین باز خواهند گشت و تا هر زمان كه اراده حق تعالى باشد فرمانروایى خواهند نمود. و این امر از نشانه هاى رستاخیز و مقدمات آن مى باشد.
به نظر مى رسد كه جنبش دجال ملعون و فتنه و آشوب او یك حركت انحرافى بهره گیرى از پیشرفت علوم و حالت رفاهى باشد كه در زمان امام (ع ) جامعه بشرى به آن دست مى یابد تا، دجال از روشهاى پیشرفته چشمبندى ، براى فریب جوانان پسر و دختر و زنان كه بیشتر پیروان او را تشكیل مى دهند، استفاده مى كند.
از این رو در جهان موجى از فتنه و آشوب بوجود مى آورد كه فریبكارى هاى او را باور مى كنند، اما حضرت مهدى (ع ) نیرنگ هاى وى را آشكار ساخته و به زندگى او و هوادارانش خاتمه مى بخشد.
این بود دورنمائى كلى از حركت و انقلاب جهانى حضرت مهدى موعود(ع )... اما روزگارى كه این حوادث در آن رخ مى دهد، آشكارترین نشانه ها و رویدادهاى آن از زبان روایات چنین است :
نخست فتنه اى است كه بر امت اسلامى پیش مى آید و روایات ، آن را آخرین و سخت ترین فتنه ها توصیف مى كند كه بر آنان وارد شده ، و با ظهور امام (ع ) برطرف مى گردد.
نكته قابل توجه این است كه تمام ویژگیهاى كلى و مشروح این آشوب با فتنه و سلطه غربى ها و نیز كشورهاى شرقى هم پیمان با آن در آغاز این قرن ، تطبیق مى كند چه اینكه این آشوب سراسر ممالك اسلامى و تمام خانواده هاى آنان را دربر مى گیرد.
خانه اى وجود ندارد، مگر این كه آن فتنه داخل آن شده و هیچ مسلمانى نمى ماند مگر اینكه مورد آسیب آن واقع مى شود.
ملت هاى كافر بركشورهاى مسلمانان هجوم مى آورند، آنگونه كه گرسنگان آزمند برسفره چرب و رنگین حمله مى كنند.
به هنگام آن فتنه و آشوب گروهى از غرب و گروهى از شرق آمده و برامت من حكمرانى كنند.
این فتنه از سرزمین شام ، سرزمینى كه دشمنان ما سلطه گرى استعمارى سیاه خویش را از آنجا آغاز نموده ، و آن را كانون پرتو افكن تمدن مى نامند شروع مى شود در نتیجه آشوبى به پا مى شود كه در زبان روایات به ((فتنه فلسطین )) از آن یاد شده ، آشوبى كه كشور شام در اثر آن ، هم چون آب درون مشك به هم مى خورد.
((چون فتنه فلسطین برپا شود منطقه شام دچار آشفتگى و نابسامانى گردد، مانند بهم خوردن آب در مشك ، و آنگاه كه زمان پایانش فرا رسد پایان یافته و اندكى از شما پشیمان مى شوید.))
روایات ، نسل ها و فرزندان مسلمان را بدین گونه توصیف مى كند: كه آنان با فرهنگ این فتنه و آشوب نشو و نما مى كنند به گونه اى كه از دیگر فرهنگ ها بى اطلاع مى مانند... و فرمانروایان ستمگرى كه با احكام كفر و هوا و هوس ‍ بر مسلمانان حكمرانى نموده و آنان را با بدترین وضعى شكنجه مى دهند.
احادیث شریف ، به وجود آورندگان این آشوب را رومیان (غربیها) و تركان كه ظاهرا مراد از آنان (روسها) باشند، نام برده ، و آنگاه كه حوادث بزرگى در سال ظهور حضرت مهدى (ع ) رخ مى دهد، آنان نیروهاى خود را در رمله فلسطین و در انطاكیه در ساحل تركیه سوریه و در جزیزه ، واقع در مرزهاى سوریه عراق تركیه ، مستقر مى سازند.
زمانیكه روم و ترك (روسیه و غرب ) علیه شما شورش ... و با یكدیگر نیز مخالفت و كشمكش مى نمایند و جنگ و درگیرى ها در جهان رو به افزایش مى رود، هواداران تركان ، جهت استقرار در جزیره و خوارج روم به انگیزه فرود آمدن در رمله به حركت در مى آیند
هم چنین در روایات آمده كه آغاز ظهور آن بزرگوار از ایران خواهد بود.
نقطه آغاز ظهور او از سوى مشرق است و چون آن هنگام فرا رسد، سفیانى خروج مى كند.
یعنى ، آغاز مقدمات و زمینه ظهور آن حضرت بدست طرفداران سلمان فارسى ، یاران درفش هاى سیاه انجام پذیرفته و نهضت آنان به دست مردى از قم به وجود مى آید.
مردى از قم قیام نموده و مردم را به حق دعوت مى نماید. گروهى كه گرد او جمع مى شوند، دلهاشان چون پاره اى آهن محكم و استوار است و آنچنان نستوه اند كه از تند بادها و طوفانهاى كارزار نمى هراسند، و از نبرد خسته و افسرده نشده و وحشتى به دل راه نمى دهند، و همواره توكل و اتكاء آنها به خداوند است و فرجام نیكو از آن تقواپیشگان خواهد بود.
آنان پس از بپاخاستن و به وجود آوردن انقلابشان از دشمنان خود (ابرقدرتها) مى خواهند كه آنها را به حال خود رها نموده و در امور آنها دخالت نكنند، اما آنان بر این امر اصرار دارند.
حق را مى جویند، به آنان سپرده نمى شود، بار دیگر خواستار آن مى شوند دیگر بار نیز سپرده نمى گردد. با مشاهده این وضع سلاح بر دوش ‍ گرفته ، و به مبارزه ادامه مى دهند تا خواسته آنها را عملى مى نمایند ولى این بار اینان نمى پذیرند، تا اینكه قیام نموده .... و پرچم نهضت را به دست صاحب شما یعنى (حضرت مهدى (ع ) مى سپارند، و كشته هاى آنان شهیدان راه حق هستند
و به گفته روایات آنها سرانجام در جنگ طولانى خود پیروز گشته و دو شخصیتى كه وعده داده شده در بین آنان ظاهر مى شوند. كه یكى خراسانى بعنوان فقیه و مرجع ، یا رهبر سیاسى ، و دیگرى شعیب بن صالح كه جوانى گندم گون ، با ریش كم پشت از اهالى رى ، مى باشد به عنوان فرمانده نظامى مى باشد.
با سپردن این دو شخصیت پرچم اسلام را به حضرت مهدى (ع )، با نیروهاى خود در نهضت آن حضرت شركت مى نمایند. و شعیب بن صالح به سمت فرماندهى كل قواى حضرت مهدى (ع ) نائل مى گردد.
هم چنین روایات از حركتى یاد مى كند كه در سوریه توسط ((عثمان سفیانى )) كه از هواداران رومیان و هم پیمان با یهود است برپا شده و وى سوریه و اردن را یك پارچه در قلمرو حكومت خویش در مى آورد.
خروج سفیانى امرى حتمى است كه از آغاز تا انجام آن پانزده ماه به طول مى انجامد. شش ماه آن را به جنگ و كشتار پرداخته و با به تصرف در آوردن پنج منطقه ، نه ماه كامل بر آن مناطق فرمانروائى مى كند.
طبق گفته روایات آن مناطق پنجگانه علاوه بر سوریه و اردن ، احتمالا لبنان را نیز در بر مى گیرد.
این وحدت نامیمونى است كه توسط سفیانى در كشور شام به وجود مى آید، زیرا كه هدف آن ایجاد یك خط دفاعى (عربى ) از اسرائیل ، و پایگاهى براى رویاروئى با ایرانیان و زمینه سازان حكومت حضرت مهدى (ع ) مى باشد.
از این رو سفیانى اقدام به اشغال و تصرف عراق نموده و نیروهاى وى وارد عراق مى گردند.
او تعداد یكصد و سى هزار نیرو را به كوفه اعزام مى نماید و آنها در محلى بنام ((روحاء)) و ((فاروق )) فرود مى آیند، آنگاه شصت هزار تن از آنان روانه كوفه شده و در محل مقبره حضرت هود (ع ) در نخیله منزل مى كنند، و گویا من سفیانى (و یا همراه و یار او) را مى بینم كه در كوفه و در زمینهاى پهناور و سرسبز شما رحل اقامت افكند و منادى او بانگ برمى آورد كه هر فردى سر شیعه على را بیاورد هزار درهم به او داده مى شود، در این هنگام است كه همسایه به همسایه اش حمله ور شده و مى گوید این شخص از زمره آنان است .
آنگاه سفیانى را به پركردن خلاء سیاسى كه در حجاز بوجود آمد وادار مى نمایند و براى مبارزه و نابودى حكومت حضرت مهدى (ع ) كه زبانزد مردم بوده و انتظار آغاز آن را از مكه دارند، حكومت سفیانى را تقویت مى نمایند.
از این رو سفیانى سپاه خود را به حجاز گسیل داشته و نیروهایش با ورود به شهر مدینه در آنجا دست به فساد زده و سپس آهنگ مكه مى نمایند، جائى كه حضرت مهدى (ع ) نهضت خویش را از آن مكان آغاز نموده است . پس ‍ از آن معجزه اى كه پیامبر (ص ) در مورد سپاه سفیانى قبل از رسیدن به مكه وعده داه است ، یعنى فرو رفتن به زمین ، رخ خواهد داد.
پناهنده اى به خانه خدا پناه مى برد، آنگاه سپاهى به سوى او فرستاده مى شود، همین كه به بیابان مدینه مى رسند در زمین فرو مى روند.
پس از آن سفیانى بعد از شكست از ایرانیان و یمنى ها در عراق ، و شكستى كه در حجاز به دست حضرت مهدى (ع ) به واسطه معجزه فرو رفتن در زمین نصیب او مى گردد، عقب نشینى مى كند و جهت رویاروئى با پیشروى امام (ع ) كه با سپاه خویش راهى دمشق و قدس مى باشد، به جمع آورى و بازسازى نیروهاى خود در داخل كشور شام مى پردازد.
روایات این نبرد را حماسه اى بزرگ دانسته كه از عكا تا صور و انطاكیه در ساحل دریا، و در داخل منطقه ، از دمشق تا طبریه و قدس امتداد مى یابد.
در این گیرودار خشم خداوند بر سفیانى و همدستان یهودى و رومى (غربى ) وى فرود آمده و پس از شكستى سخت و كوبنده ، سفیانى به اسارت در آمده و كشته مى شود، آنگاه حضرت مهدى (ع ) به همراهى مسلمانان وارد قدس مى گردد.
هم چنانكه روایات نهضت دیگرى را كه زمینه ساز حكومت آن حضرت بوده و در یمن پدید مى آید، یاد نموده و رهبر آن نهضت ((یمنى )) را ستوده و یارى نمودن وى را بر مسلمانها واجب مى شمارد:
در بین پرچمها هیچ پرچمى از درفش یمنى هدایت كننده تر نیست پس از خروج یمنى فروش سلاح به مردم حرام است و چون خروج كند و به یارى او بشتاب زیرا كه درفش او درفش هدایت است . جایز نیست هیچ مسلمانى از آن سرپیچى نماید كه اگر چنین كند اهل آتش خواهد بود، چرا كه یمنى مردم را به حق و راه راست فرا مى خواند.
چنانكه روایات ، از ورود نیروهاى یمنى به عراق جهت یارى ایرانیان در برابر نیروهاى سفیانى خبر مى دهد و ظاهرا وى و سپاهیانش در یارى نمودن حضرت مهدى (ع ) در حجاز نقش مهمى را ایفا مى كنند.
هم چنین از نهضت مردى مصرى قبل از خروج یمانى و سفیانى به میان آمده و جنبشى دیگر را به فرمانده ارتش مصر، و حركتى را به قبطیان اطراف مصر نسبت مى دهد. آنگاه ورود نیروهاى غربى یا مغربى را به مصر، و به دنبال آن خروج سفیانى را در كشور شام خاطرنشان مى سازد.
و نیز از روایات چنین بر مى آید كه حضرت مهدى (ع ) براى مصر موقعیت تبلیغى خاصى در سطح جهان قرار مى دهد و آنجا را به عنوان منبر سخنرانى خویش انتخاب مى فرماید و سپس كیفیت ورود آن حضرت و یارانشان را به مصریان مى نماید:
آنگاه آنان (مهدى (ع ) و یارانشان ) وارد مصر شده و حضرت بر فراز منبر آن قرار مى گیرد و با مردم سخن مى گوید: زمین بر اثر عدل و داد رونق و نشاط تازه اى به خود گرفته ، و آسمان باران رحمت خود را فرو مى بارد، درختان بارور شده و زمین گیاهان خود را مى رویاند و زینت بخش ‍ ساكنان خود مى گردد، حیوانات وحشى به گونه اى در آرامش و امنیت بسر مى بردند كه همچون حیوانات اهلى مى توانند در همه جا آسوده بچرند. دانش در دل مؤ منان آن چنان جاى گزین مى شود كه هیچ مؤ منى از لحاظ علمى به برادر دینى اش نیاز پیدا نمى كند. آن روز، مصداق این آیه شریفه ((یغنى الله كلا من سعته )) (خداوند همگان را از غناى بى كران خویش توانگر مى سازد) آشكار مى گردد.
اما در مورد كشورهاى اسلامى مغرب ، بنا به گفته روایات ، نیروهایى از آنجا وارد سرزمین شام و چه بسا مصر گردیده ، و برخى از آنها داخل عراق مى شوند.... و ماءموریتهاى آنان همچون ماءموریت نیروهاى بازدارنده عرب و یا بین المللى است كه به نفع اسلام و مسلمانان نخواهد بود. این نیروها در شام با نیروهاى ایرانى و زمیه سازان دولت حضرت مهدى (ع ) رویاروى شده و با یكدیگر به زد و خورد مى پردازند. پس از آن به سوى اردن عقب نشینى نموده ، و باقیمانده آن بعد از خروج سفیانى عقب نشسته و یا به او مى پیوندند. و سپس به كمك دولت مصر كه با قیام مردم خود روبرو شده ، و یا به یارى نیروهاى غربى كه اندكى قبل از خروج و حركت سفیانى در شام وارد سرزمین مصر شده اند مى شتابند.
روایت مربوط به عصر و زمان ظهور حضرت (ع ) خاطرنشان مى سازد كه یهودیان در آخرالزمان در روى زمین ایجاد فساد و فتنه نموده و گرفتار تكبرورزى و خود بزرگ بینى مى گردند. آنگونه كه خداوند در قرآن آنان را وصف نموده ، این خوى برترى جوئى به دست پرچمدارانى كه از خراسان خروج مى نمایند نابود مى گردد.
چرا كه هیچ چیز نمى تواند آنان را از تصمیم خود برگرداند تا آنكه درفش هاى خود را در قدس به اهتزاز در آورند.
و ایرانیان قومى هستند كه به زودى خداوند متعال آنان را علیه یهودیان برخواهد انگیخت .
ما بندگان نیرومندى از خود را علیه شما بر مى شورانیم
روایات ، هلاكت موعود یهودیان را كه در یك وهله و یا چندین وهله پیش از ظهور حضرت (ع ) و بعد از آن اتفاق مى افتد، مشخص ننموده ، اما آخرین مرحله آن را وصف مى نماید كه به دست تواناى حضرت مهدى (ع ) و سپاهیان وى كه بیشتر آنها ایرانى هستند به هلاكت مى رسند.
و این رویداد به صورت كارزارى بزرگ است كه در آن عثمانى سفیانى حاكم سرزمین شام در كنار یهودیان و رومیها و در خط مقدم دفاعى آنان قرار داد.
بنا به نقل روایات ، امام مهدى (ع ) نسخه هاى اصلى تورات را از درون غارى در انطاكیه و كوهى در فلسطین و از دریاچه طبریه بیرون آورده و با استناد به آن یهودیان را محكوم نموده و نشانه و علامتها و معجزات را براى آنان آشكار مى سازد.
برخى از یهودیان كه بعد از نبرد آزادى قدس جان سالم بدر برده اند تسلیم آن بزرگوار شده و كسانى كه تسلیم نمى شوند از كشورهاى عربى اخراج مى گردند.
آنطور كه از روایات استفاده مى شود، اندكى قبل از ظهور حضرت ، جنگى جهانى بین رومیان و تركان یعنى غربیها و روسیه رخ مى دهد كه سبب آغاز آن از ناحیه مشرق است و از پاره اى دیگر از روایات چنین برمى آید كه جنگ مزبور به صورت جنگهاى منطقه اى خواهد بود.
در سال ظهور آن حضرت (ع ) جنگهاى زیادى در روى زمین به وقوع مى پیوندند كه خسارتهاى آن متوجه آمریكا و اروپا مى گردد.
(( آتش جنگ در مغرب زمین همچون شعله ور شدن آتش هیزم بسیار برافروخته مى گردد، بین مردم شرق و غرب و حتى مسلمانان ایجاد اختلاف مى شود، و مردم در اثر هراس و وحشتى كه دارند با رنج و گرفتارى سختى روبرو خواهند شد))
هم چنین روایات خبر مى دهد كه زیانهاى جانى و تلفات این جنگ بعلاوه بیمارى طاعون كه پیش از جنگ و پس از آن شیوع پیدا مى كند، به دو سوم ساكنان زمین مى رسد، و این خسارتها به مسلمانان وارد نمى گردد مگر به صورت غیر مستقیم .
((این حادثه رخ نمى دهد مگر اینكه دو سوم مردم جهان از بین مى روند، پرسیدم : وقتى دو سوم مردم از بین بروند چه كسى باقى خواهد ماند؟
فرمود: آیا شما نمى خواهید جزء یك سوم باقى مانده باشید؟))
پاره اى روایات ، اشاره دارد به اینكه این نبرد در چند مرحله انجام مى پذیرد، و آخرین مرحله آن بعد از ظهور حضرت مهدى (ع ) و آزاد سازى حجاز توسط آن بزرگوار و ورود او به عراق خواهد بود.
البته آزاد نمودن حجاز مربوط به نابسامانى و خلاء سیاسى و بحران حكومت در آن جاست كه مشروح آن در قسمت های بعدى خواهد آمد.





نوع مطلب : انتظار، 
برچسب ها : عصر ظهور آقا، انتظار، چگونگی ظهور آقا، سیمای کلی دوران ظهور، عصر ظهور،
1388/08/27 :: نویسنده : منتظر
شهادت نهمین خورشید ولایت حضرت امام جواد(ع)
 بر رهروان حضرتش تسلیت باد
.








نوع مطلب : فرهنگی، 
برچسب ها :


چه خوش است صوت قرآن ز تو دلربا شنیدن
                                                                       به رُخت نظاره كردن، سخن خدا شنیدن

از پشت پنجره این نوشتار، شمیم انتظار و عطر یاد وارث ذوالفقار بر مشام جان مى رسد. در سایه بلنداى واژه هاى در هم پیچیده اش گفتگوى غریبى سفر كرده است. آن آرزوى روزگاران و صبح امید چشم انتظاران. صداى آبشار سرد و گواراى معانیش، تداعى نواى غربت غیبت دارد.آرى این جا سخن از ویژگى هاى یار در محبس و یادى از گُل نرجس است.آن چه در پیش روى دارید، شعاعى از چشمه بى انتهاى خورشید و پرتوى تابناك از «نور السموات و الأرض» است.در گذشته اى نه چندان دور، عاشقى پر سوخته از آتش هجران و بلبلى در وصف یار، نغمه خوان بر فراز شاخسار روایات اهل بیت علیهم السلام به گلچینى از شكوفه هاى ویژگى هاى حضرت بقیّة الله عجّل الله تعالى فرجه پرداخته و از طبع روان خویش قصرى از اشعار ساخته كه هر قطعه از این ساختمان شعررا یك خصیصه و ویژگى از عزیز زهرا علیهما السلام تشكیل مى دهد.آرى، حضرت آیت الله شیخ محمّد باقر فقیه ایمانى رحمه الله را كتابى است به نام « الخصائص المهدیة» كه در آسمان صفحات آن چهل ستاره از درخشنده ترین كواكب ویژگى هاى آن حضرت را به ترتیب از قبل از میلاد مبارك آن سرور تا گسترش نور در زمان حضور و ظهور، از گلزار سخنان پیشوایان معصوم علیهم السلام گلچین و به ریسمان نظم كشیده.و اینك این كتاب شرحى كوتاه و گویاست بر آن ابیات و نظرى است مختصر بر این روایات. امید است گامى باشد در راه معرفى بیشتر آن نور الهى و پرنده بلند پرواز همایى و پیشواى منتظران روزگار رهایى انشاء الله.اگر از روزنه دقت به آیات قرآنى و روایات نورانى آل رسول علیهم السلام بنگریم، خواهیم یافت كه هركدام از این خاندان طاهرین را ویژگى ها و خصوصیاتى است كه یا منحصر بفرد بوده یا بسیار نظیر آن در دیگران كم و اندك است. مثلاً از ویژگى هاى حضرت رسول خدا صلى الله علیه و آله آن است كه حضرتش ختم همه انبیاءند و بعد از ایشان پیامبر نخواهد آمد.و از خصوصیات حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام آن است كه لقب «امیرالمؤمنین» مختص به آن ذات مقدس است و گفتن این لقب براى هیچ كس دیگر جایز نیست.و از ویژگى هاى حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها این كه آن حضرت از تمام آلودگى هایى كه زنان دچار آن هستند پاك و مطهّر بودند و...و از خصائص حضرت سید الشهدا علیه السلام این كه خوردن كمى از خاك قبر مطهرشان به قصد شفا جایز است و تربت مقدسش شفاى از دردهاست، و دعا در زیر قبّه مباركه او مستجاب است و رفت و آمد و توقف زائرین نزد قبر مطهّر او از عمر آنان حساب نمى شود.البته بعضى از این ویژگى ها در وجود مقدس آنان حالت انحصار به فرد دارد، ولى بعض دیگر بخاطر این بوده كه شرایط زمانه و مكانِ آن معصوم علیه السلام چنین اقتضاء مى كرده كه این خصلت ها از آن بزرگوار به مرحله بروز و ظهور برسد، وگرنه همه آن پاكان، نور واحدند و منبع خیر و بركات و كمالات.
و آن چه در این نوشتار بر صفحات كاغذ ترسیم مى شود، تنها نمونه اى مجمل از ویژگى هاى حضرت مهدى آل محمّد علیهم السلام است كه براى عموم مؤمنین خصوصاً جوانان نگاشته شده، و به بحث هاى آن از روزنه دقت و ژرف نگرى و تحقیق عمیق، نظر نشده، و انشاء الله اگر فیوضات ربّانى یارى فرماید و به امضاى مبارك آن حضرت برسد، بر آنیم تا در آینده كتابى مفصّل در جوانب ویژگى هاى آن عزیز زهرا به رشته تحریر در آوریم، تا براى اهل دانش و فضل نیز محل استفاده و بهره بردارى بیشتر باشد انشاء الله الرحمان.و اما این كتاب در چهل مقاله مجزّا به بعضى از ویژگى هاى امام عصر علیه السلام از دریچه روایات پیشوایان دین علیهم السلام نگاهى گذرا و كوتاه دارد. تا شاید علاماتى را بر سر راه خوانندگان عزیز قرار دهد، تا به آن علامت ها به سوى كوى ولایتِ آن حجّت بزرگ الهى بیشتر رهنمون شوند، چرا كه از پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله چنین روایت شده:
« مَنْ ماتَ وَ لَمْ یَعْرِفْ اِمامَ زَمانِه ماتَ میتَةَ الْجاهِلِیَّةِ.»(1)
« هركس بمیرد و امام زمان خود را نشناسد، به مرگ جاهلیت (وكفر) از دنیا رفته است.»

1 ــ بحار الانوار ج 23 «باب وجوب معرفة الامام» ص 89 حدیث 35 و از كتب اهل سنّت: شرح مقاصد تفتازانى، ج 5 ص 239، «الفصل الرابع فى الإمامة» منشورات شریف رضى.

و منظور از معرفت و شناخت امام زمان، تنها دانستن نام و نام پدر و حسب و نسب او نیست، زیرا بعضى از كفار و دشمنان او نیز به این مقدار او را مى شناسند. بلكه این است كه او را امام بداند و اطاعت او را بر خود واجب شمارد و به ولایت او اعتراف و اقرار داشته باشد.و این نوشتار اگر چه در این باره نگاشته نشده، اما مى تواند با فصل هاى متعددى كه دارد فصل جدیدى از شناخت و معرفت آن حضرت و اوضاع و احوالِ اطراف او را بر روى خوانندگان باز نماید و سنگ نشانى است كه ره گم نشود، و سكوى پرشى است براى آنان كه مى خواهند تا اوج قلّه هاى معرفت بالا رفته و در سایه امن ولایت و دژ محكم امامت بیاسایند.شاها مرا به مدح تو لطف شد دلیل ورنه چگونه مور ز دریا گذر زند ما را زبان به وصف تو قاصر بود ولى گنجشك، قدر همت خود بال و پر زند سرزمین مقدس قم و در سایه بلند پایه كریمه اهل بیت شفیعه محشر حضرت فاطمه معصومه بنت موسى بن جعفر علیها السلام  .....

بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :

نشانه هاى عاشق حضرت مهدى(علیه السلام)

چه كسى مى تواند بگوید من عاشق مهدى(علیه السلام) هستم و نشانه هاى عشق به حضرت مهدى(علیه السلام) چیست؟
محبت و عشق به لفظ و صِرف ادعا نیست، بلكه در عمل نمایان مى شود. قرآن كریم در مورد محبت الهى مى فرماید:
 (ان كنتم تحبون الله فاتّبعونى یحببكم الله) آل عمران، آیه 31.
 «اگر خدا را دوست دارید از من (پیامبر) پیروى كنید، تا خدا هم شما را دوست داشته باشد.»
 پس نشانه ى عشق و محبت به خدا پیروى از رسولش است.
كسى مى تواند بگوید من عاشق و دوستدار مهدى(علیه السلام) هستم كه از حضرتش و نائبان ایشان (فقهاى جامع الشرائط) پیروى كند. عاشق براى دیدار معشوق ولقاى او لحظه
 شمارى مى كند و از خود بى خود است و هر آنچه را معشوق مى پسندد انجام مى دهد و از آن كوتاهى نمى كند. بر این اساس یكى از نشانه هاى عشق به مهدى(علیه السلام)
 انتظار فرج ایشان است. هر چه انتظار بیش تر باشد نشانه ى محبت و عشق بیش تر به حضرت است.
امام زمان(علیه السلام) حافظ و نگهبان دین جدّشان، حضرت محمد(صلى الله علیه وآله وسلم) هستند و با ظهورشان مى خواهند اسلام واقعى را به طور كامل پیاده كنند. بنابراین از
 نشانه هاى دیگر عاشق مهدى(علیه السلام)، سعى و تلاش در عمل به دستورات اسلام و فرامین الهى است.
در روایتى كه از امام صادق(علیه السلام) در مورد یاران حضرت مهدى(علیه السلام) نقل شده است، مى خوانیم:

 « من سرّ ان یكون من اصحاب القائم فلینتظر ولیعمل بالورع و محاسن  الاخلاق» بحار الانوار، ج 52، ص 140، ح 50.
« هر كس دوست دارد از یاران حضرت مهدى(علیه السلام) باشد، باید در انتظار باشد و با تقوا و ورع عمل كند و به اخلاق نیكو رفتار نماید. »
كسى كه چنین محبت و عشقى در او پدید آمد، آن قدر به حضرت مهدى(علیه السلام) نزدیك مى شود كه اگر قبل از ظهور حضرت بمیرد، همانند كسى است كه در خیمه ى امام  زمان(عج) و همراه ایشان بوده و در ركاب ایشان شهید شده است. از امام صادق(علیه السلام) نقل شده
« من مات منكم وهومنتظر لهذا الامر كمن هو مع القائم فی فسطاطه، قال: ثم مكث هنیئة ثم قال: لا بل كمن قارع معه بسیفه، ثم قال: لا والله  الا كمن استشهد مع رسول الله» بحار الانوار، ج 52، ص 126، ح 18.
«هر كس بمیرد در حالى كه منتظر قیام امام زمان(علیه السلام) باشد مانند كسى است كه با حضرت در  خیمه ى ایشان باشد.» سپس امام صادق(علیه السلام) مدتى مكث نمود
 و فرمود: «نه بلكه مانند كسى است كه با امام زمان(علیه السلام)شمشیر بزند.» سپس فرمود: «نه،  قسم به خدا مانند كسى است كه با رسول خدا شهید شده باشد.»

 





نوع مطلب : انتظار، 
برچسب ها :
حضرت مهدى (عج) و كسانى كه او رادر كودكى زیارت كرده اند :


از آنجاكه خلفاى بنى عباس دانسته بودند ; دوازدهمین امام شیعیان همان مهدى موعود است كه زمین را پر از عدل و داد مى كند و دژهاى گمراهى و فساد را درهم مى كوبد و نیز مى دانسته كه او از فرزندان امام حسن عسكرى ع است ; در صد برآمدند این نور را خاموش كنند، از این رو امام مهدى ع از نخستین روز ولادت در پنهان مى زیست و مردم به طور عموم او را نمى دیدند ولى با این وجود عده اى از اصحاب امام حسن عسكرى ع بودند كه توفیق شرفیابى و معرفى را یافته بودند. برخى از آنها عبارتند از:

1 ـ حكیمه خاتون; دختر امام جواد، خواهر امام هادى و عمه امام حسن عسكرى ع كه شب تولد امام مهدى ع او را زیارت كرد. تا آن كودك متولد شد به خاك سجده كرد و انگشت سبابه را رو به آسمان بلند نمود و عطسه زد و گفت: « الحمد الله رب العالمین و صَلّى الله على محمد و آله.»
2 ـ ابو بصیر خادم گفت: بر صاحب الزمان (عج) وارد شدم در حالى كه درون گهواره بود، نزدیك رفتم و سلام كردم. حضرت فرمود مرا مى شناسى؟ عرض كردم: آرى تو بزرگ و سید من، فرزند امام من هستى. حضرت فرمود: « اَنا خاتَمُ الاوصیاء و بى یُرفع البلاء من اهلى و شیعتى.»
3 ـ سعد بن عبدالله قمى ـ با نامه هاى فروان با جمعى براى زیارت آن حضرت به سامراء رفته و طرف راست امام حسن ع كودكى را دیدند كه چون ماه درخشان بود، پرسیدند: این كیست؟
گفته شد: مهدى قائم آل محمد ص است.
4 ـ روزى جمعى از شیعیان (چهل نفر) نزد امام یازدهم آمدند و از آن امام تقاضا كردند تا حجت پس از خویش را به آنان بنمایاند و بشناساند و امام چنان كرد. آنان پسرى را دیدند كه بیرون آمد همچون پاره ماه ـ شبیه به پدر خویش.
امام حسن عسكرى ع فرمود:
پس از من این پسر امام شماست و خلیفه من در میان شماست. امر او را اطاعت كنید از گرد رهبرى او پراكنده نگردید كه هلاك مى شوید و دینتان تباه مى گردد. این را هم بدانید كه شما او را پس از امروز نخواهید دید تا اینكه زمان طولانى بگذرد، بنابراین از نایب او عثمان بن سعید اطاعت كنید.

 





نوع مطلب : انتظار، 
برچسب ها :


درباره وبلاگ

وقتى سخن از ظهور به میان مى آید احساس دلپذیرى به آدمى دست مى دهد. گویى در فضاى باغى سبز و كنار نهرى جارى نشسته است و به آواز خوش بلبلان گوش مى دهد. آرى
ظهور زیبائى ها و انتشار خوبى ها جان و تن خستگان را نشاط مى بخشد و برق شادى در چشمان امیدواران روشن مى كند.
در این وبلاگ سعی می شود درباره ظهور حضرت مهدى (عج) و آنچه در سایه سار حضور عینى او رخ خواهد داد سخن گوییم
و به تماشاى جمال بى مثالش بى حجاب غیبت مى نشینیم.
امیدوارم از مطالب این وبلاگ در جهت آشنایی بیشتر دیگر هموطنان عزیزم با امام عصر در جامعه بهره ببرید.
التماس دعا
با تشکر

مدیر وبلاگ : منتظر
پیوندهای روزانه
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

كد نوحه

كد مداحی


                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic