كیـمیـای محبـت - مطالب ترجمه دعا
كیـمیـای محبـت
کیمیا،محبت اهل بیت است

 اى پادشه خوبان داد از غم تنهایى           دل بى تو به جان آمد وقت است كه بازآیى


به نام خداوند بخشنده مهربان
حمد و سپاس و ستایش از آن خداست، پروردگار جهانیان و درود و سلام و تحیّت خداوند، بر سیّد و سرور ما و نبّى او محمّد و بر خاندان او.
خدایا سپاس بر آنچه قضا و قدرت براى اولیائت جارى ساخت. آنان كه براى خودت و دین خودت خالصشان كردى، آنان كه نعمتهاى پایدار و بى زوال خویش را برایشان برگزیدى، در پس عهد و شروطى كه به آنان كردى.
با آنان شرط كردى كه نسبت به این دنیاى فرومایه و زینتها و نقشُ نگارهاى آن، بى رغبت بمانند و آنان این شرط را پذیرفتند و تو این وفا و پذیرش را قبول كردى و آنان را مقرب درگاه خویش ساختى. نام و یاد و مرتبه شان را رفعت و درخشش بخشیدى و ملائك را بر آنان فرود آوردى.
با وجود خویش كرامتشان بخشیدى، با علم خویش، پیوسته یاورشان شدى و آنان را وسیله اى به سوى خویش و نیل به خشنودى و رضاى خویش قرار دادى.
خداى من! از این اولیاء كسى را در بهشت سكنى دادى و سپس از آنجا راندى.
كسى را سوار بر كشتى ات كردى و به همراهى مؤمنانش نجات بخشیدى، به رحمت خویش.
كسى را به دوستى و رفاقت خویش برگزیدى و او از تو بیان صداقت طلب كرد در میان آیندگان و تو اجابت فرمودى و برترى بخشیدى.
با یكى شان از میان درخت سخن گفتى، چه سخن گفتنى! و برادرش را یاور و وزیرش قرار دادى.
یكى از اینها را بى هیچ پدرى آفریدى و به او بیّنات بخشیدى و با روح القدس به یارى اش آمدى.


و... براى هر كدام از اولیائت شریعتى وضع كردى و راه و روشى قرار دادى و اوصیائى برگزیدى تا یكى پس از دیگرى نگهبان راه تو باشند و در همه زمانها علم دین تو را افراشته نگاه دارند و چراغ روشن و رهنماى تردید ناپذیر بندگان تو باشند. مبادا كه حق از جایگاه خویش فرو بغلتد و باطل بر اهل حق چیرگى بیابد. مبادا كسى بگوید: اگر براى ما رسولى، بیم دهنده اى، پیامبرى مى فرستادى و براى ما پرچم هدایت بر مى افراشتى، ما دل مى دادیم و پیروى مى كردیم پیش از آنكه خوار و رسوا شویم.
خدایا! در سلسله پیامبران، كار را با دوست و محبوب نجیبت محمد صلی الله علیه و آله وسلم به پایان بردى و او همچنان كه تو مى خواستى، برترین آفریده تو بود و برگزیده برگزیدگانت و كریمترین كسى كه به او اعتماد كردى. او را بر پیامبرانت رجحان دادى؛ او را به سوى تمامى بندگانت از جن و انس برانگیختى؛ شرق و غرب عالم را در زیر پایش گذاشتى؛ "براق" را مسخّر او كردى 4


و روحش را به معراج آسمانت بردى؛ علم بودنى ها و شدنى ها تا انتهاى خلقت را به او سپردى؛ به رعب یاراش كردى و او را در میان بالهاى جبرئیل و میكائیل و فرشتگانت گرفتى. و به او وعده دادى دینش را بر تمام دینها پیروزى آشكار ببخشى. اگر چه مشركان نپسندند. و اینها همه پس از آن بود كه در خاندان صدق و صفا جایگاهش دادى و براى او و پیروانش، كعبه را بنیان نهادى؛ اولین خانه اى كه در مكه مباركه براى مردم تأسیس شد و مركز هدایت جهانیان گردید. در آن خانه، آیات روشن توست و مقام ابراهیم و هر كه بدان ورود بیابد در امان است.
و گفتى:
"خداوند اراده كرده است كه هر چه بدى و ناپاكى را از شما اهل بیت دور كند و شما را پاكیزه و منزّه گرداند".
و سپس پاداش محمد صلی الله علیه و آله وسلم را از مردم، مودّتشان با اهل بیت او قراردادى و گفتى:
"هیچ پاداشى از شما نمى طلبم، مگر مودّت خویشاوندانم".
و گفتى: "این پاداش كه من مى طلبم، باز به سود شماست".


و گفتى: "اجرى از شما نمى خواهم جز اینكه راهى به سوى پروردگار خویش بجویید".
خدایا! همین اهل بیت، راه به سوى تواند و مسیرى كه منتهى به رضاى تو مى شود.
خدایا! آن گاه كه ایّام پیامبرت سپرى شد، على بن ابیطالب را به ولایت و انذار و هدایت مردم برگزیدى، درود تو بر این مرد و خاندانشان، آرى هر مردمى را رهبرى است و على به فرمان تو و پیامبرت به رهبرى ملت اسلام برگزیده شد. پیامبر در میان انبوه جمعیت فریاد زد:
"هر كه من مولاى اویم، على مولاى اوست. خدایا دوست بدار هر كه على را دوست دارد و دشمن بدار هر كه با على دشمنى مى كند. یارى كن تو هر آن كس را كه به یارى على برمى خیزد و خوار بگردان هر كس كه على را خوار مى خواهد".
و پیامبرت فرمود:
"من و على از یك درختیم و دیگر مردمان از درختهاى گوناگون".
و پیامبرت جایگاه على را بسان جایگاه هارون در كنار موسى قرار داد و فرمود: "تو براى من به منزله هارونى براى موسى جز آنكه پس از من پیامبرى نیست".


پیامبرت، دختر خویش، بانوى زنان عالم را به ازدواج على درآورد و از مسجد خویش برایش حلال كرد آنچه را كه حلال كرد و هر درى را جز در خانه على به سوى مسجد، مسدود كرد، سپس علوم و حكمتهاى خویش را به او ودیعت داد و فرمود:
"من شهر علم هستم و على آستانه آن است، هر كه طالب ورود به شهر علم و حكمت است باید سر بر آستانه بساید".
سپس به على فرمود:
"تو برادر منى! تو جانشین منى! تو وارث منى! گوشت تو، گوشت من است و خون تو خون من! صلح تو صلح من است و جنگ تو، جنگ من. ایمان، آمیخته با گوشت و خون توست، همچنان كه با گوشت و خون من آمیخته است و تو فردا در كنار حوض كوثر، نماینده منى، دیون من را تو مى پردازى و وعده هاى من را تو وفا مى كنى.
شیعیان تو، روسفیدان قیامت اند كه در اطراف من و همسایگى من بر منبرهایى از نور تكیه مى زنند؛ یا على! اگر تو نبودى، مؤمنان پس از من، شناخته نمى شدند".


آرى خداى من! على پس از پیامبرت تنها معیار تشخیص حق از باطل بود، هدایت از گمراهى و نور از ظلمت.
او ریسمان محكم خدا بود و صراط مستقیم او. هیچ كس در خویشى و نزدیكى با پیامبر بر او سبقت نگرفت، هیچ كس در سابقه دیندارى از او پیش نیفتاد و هیچ كس در فضایل و مناقب به پاى او نرسید.
پا، جاى پاى پیامبر مى گذاشت و پاى اصول قرآن مى جنگید. درود خدا بر او و پیامبر و خاندانشان. در مسیر خدا سرزنش كنندگان را به چیزى نمى گرفت.
راه دلاوران عرب را در مقابل پیامبر برید. قهرمانانشان را كشت و گرگهایشان را به بند كشید و بر دلهایشان داغ كینه بدر و خیبر و حنین گذاشت.
با او از در عداوت درآمدند و بناى مخالفت گذاشتند تا اینكه پیمان شكنان را كشت، پوزه جباران را به خاك مالید و ستمگران و خروج كنندگان از دین را به قتل رسانید. وقتى اجل او سرآمد و به دست شقى ترین مردم روزگار، به شهادت رسید، دیگر امر پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم اطاعت نشد؛ آنچه او درباره رهبران پس از خویش گفته بود به فراموشى سپرده شد.


مردم، اكثریت مردم بر دشمنى با هدایتگران خویش پاى فشردند و علیه خویشى و خویشاوندان پیامبر متحد شدند، مگر عده كمى از مردم كه وفادار ماندند و حقیقت را مراعات كردند.
پس آنچه بر جاى ماند، اسارتها و تبعیدها و تقدیرها آن چنان بر اهل بیت جارى شد كه به نیك ترین پاداشها دست بیابند، چرا كه: زمین از آن خداست و آن را به هر كه بخواهد از بندگان خویش مى سپارد و عاقبت از آن پرهیزگاران است. منزه است پروردگار ما، وعده او حتمى است و خلاف نمى پذیرد و او عزیز و حكیم است...
بر این پاك طینتان از اهل بیت، بر این گلهاى بى نظیر باغستان پیامبر، گریه كنندگان باید بگریند، ناله كنندگان باید ضجه سر دهند، اشكها باید روان شوند، فریادها باید به آسمان پر كشند، ضجه ها باید زمین را بشكافند، مویه ها باید در گوش روزگار بپیچند، صیهه ها باید فلك را بسوزانند.
كجاست حسن؟ كجاست حسین؟ كجایند فرزندان حسین؟!


كه شایسته اى بودند در پى شایسته اى، راست گفتارى در پى درست كردارى، راهى از پس راهى و مشعلى به دنبال مشعلى، پرچم هدایتى در امتداد رایتى و برگزیده اى به تبع برگزیده اى.
كجایند آن خورشیدهاى تابان؟ كجایند آن ماههاى درخشان؟
كجایند آن ستارگان شكوفان؟ كجایند پرچمهاى دین و ستونهاى علم؟
كجاست آن بقیت خداوند كه از عترت رهنما تهى نمى گردد؟
كجاست آن مهیاى انداختن نسل ستمگران؟ كجاست آن محبوب آمدنى كه كژیها را سامان مى بخشد و كاستى ها را جبران مى كند؟
كجاست آن فجر سرزدنى، آن خورشید درخشیدنى، آن امید آمدنى كه ظلمت یلداى ستمگران را پایان مى بخشد؟
كجاست آن ذخیره اى كه فریضه ها و سنتهاى خداوند را باز مى نمایاند؟
كجاست آن برگزیده اى كه دین و شریعت را باز مى گرداند؟
كجاست آن آرزوى برآمدنى كه قرآن و حدود را زنده مى كند؟
كجاست آن حیات بخش نشانه هاى شریعت و اصحاب دین؟
كجاست آن شكننده شوكت متجاوزان؟
كجاست آن ویران كننده بناهاى شرك و نفاق؟


كجاست آن بنیان كن اصحاب فسق و فجور و عصیان و طغیان؟
كجاست آن كه شاخه هاى گمراهى و تفرقه را درو مى كند؟
كجاست محو كننده جاى پاى گمراهى و هواپرستى؟
كجاست آن كه ریسمانهاى دروغ و افترا را قطع مى كند؟
كجاست آن كه متكبران و متمردان را به خاك سیاه نیستى مى نشاند؟
كجاست آن كه ریشه هاى اهل عناد و گمراهى و كفر را از خاك هستى مى كند؟
كجاست آن عزت بخش یاران و خوار كننده دشمنان؟
كجاست آن كه همه را حول محور تقوى جمع مى كند؟
كجاست آن دروازه خداوندى كه ورود از آن میسر مى شود؟
كجاست آن جمال وجه اللهى كه اولیاء بدان روى مى كنند؟
كجاست آن راه میان زمین و آسمان؟ آن پیوند میان فرش و عرش؟
كجاست آن علمدار هدایت و صاحب لواى روز فتح؟
كجاست آن وحدت بخش مصلحتهاى پراكنده و رضایتهاى از هم گسیخته؟
كجاست آن منتقم ستمهاى بر پیامبران و پیامبرزادگان؟
كجاست آن خونخواه كشته كربلا؟


كجاست آن یاور پیروزمند محكومان و ستمدیدگان و تكذیب شدگان؟
كجاست آن مضطرى كه هر گاه دست به دعا بردارد، میوه اجابت مى چیند؟
كجاست آن صدر نشین كوى آفرینش؟ آن خوبى مجسّم؟ آن تقواى محض؟
كجاست فرزند پیامبر مصطفى؟ كجاست فرزند على مرتضى؟ كجاست فرزند خدیجه غراء؟ كجاست فرزند فاطمه كبرى؟
پدر و مادرم به فدایت و جانم سپر بلایت! اى فرزند سروران مقرّب! اى فرزند كریمان مهذّب! اى فرزند رهبران ره یافته! اى فرزند برگزیدگان پیراسته! اى فرزند رادمردان فتوّت پیشه! اى فرزند پاك مردان آراسته! اى فرزند اقیانوسهاى سرشار از جود و نجابت! اى فرزند دریاهاى بخشش و كرامت! اى فرزند ماههاى روشن و تمام!
اى فرزند چراغهاى تابان! اى فرزند شهابهاى درخشان! اى فرزند ستارگان شكوفان!
اى فرزند راههاى آشكار و عیان! اى فرزند آیه هاى روشن و روان!
اى فرزند دانشهاى كامل! اى فرزند آیینهاى مشهور!


اى فرزند نشانه هاى بیّن! اى فرزند معجزات موجود! اى فرزند دلایل مشهود! اى فرزند صراط مستقیم! اى فرزند آن خبر خطیر!
اى فرزند آن كه، به صراحت ام الكتاب، نزد خداوند علىّ حكیم است.
اى فرزند حجتهاى تام و تمام! اى فرزند نعمتهاى كامل!
اى فرزند طه و محكمات! اى فرزند "یس و الذاریات"!
اى فرزند "طور و والعادیات"! اى فرزند آن كه در شب معراج به خداوند على اعلى نزدیك شد و آن قدر تقرّب یافت كه فاصله اش با محبوب به قدر دو سوى یك كمان رسید و نزدیكتر.
كاش مى دانستم كه جاى تو كجاست؟
كاش مى دانستم كه كدامین زمین! كدامین خاك! جاى پاى توست.
آیا تو در كوه رضوى هستى یا جاى دیگر؟ تو در (ذىّ طوى" هستى یا جاى دیگر. تو كجایى عزیز دل!؟


چه سخت است بر من كه همه را ببینم جز تو. چه دشوار است بر من كه هیچ ترّنمى، صدایى نجوایى از تو نشنوم چه شكننده است براى من كه غمى تو را، و نه من را، بیازارد، اندوهى تو را، و نه من را احاطه كند و صداى من، هیچ به تو نرسد و فریاد و شكواى من به گوش تو آشنا نگردد. جانم فداى تو! اى غایبى كه ظهور به تو معنا مى شود و وجود از تو تجسم مى یابد و... دلهاى ما هماره آكنده از حضور حیات بخش توست! جانم فداى تو! اى دور از وطنى كه خود موطن مایى! وطن حیات، بى تاب توست و تو روح این تنهاى بى قرارى! جانم فداى تو! اى والاترین آرزوى هر مشتاق! اى برترین تمناى هر مؤمن! اى زیباترین اجابت هر قنوت! جانم فداى تو! اى پیچیده در عزتى بى نظیر! اى گره خورده با كرامتى بى مثال! جانم فداى تو اى درخت شكوهمند بى رقیب! جانم فداى تو اى سلاله نعمت بى همتا! اى نسل نیكى ماندگار! اى فرزند زیبایى ازلى! جانم فداى تو اى نیمه نابرابر شرف و افتخار! اى عزیز دل! اى آقاى من! محبوب من! تا كى در وجود تو حیران بمانم؟ با كدامین زبان تو را بخوانم؟ با وسعت كدامین دل به تو عشق بورزم؟ با دستهاى كدامین نجوا به شاخسار عنایت تو بیاویزم؟ چه سخت است بر من كه صداهاى دیگران در دهلیزهاى گوشم بپیچد، اما از آواى دل انگیز تو محروم بمانم، شنیدن هر نوایى جز پاسخ تو و جز كلام اجابت تو، بر من گران و شكننده است.


چه طاقت سوز است كه خلایق دست از یارى ات بدارند و من تنها گریستن را بتوانم. چه مشكل است كه ببینم آنچه دیگران را سزاست، بر تو مى گذرد. آیا كسى هست كه با من همناله شود؟ آیا كسى هست كه من اشكهایم را با گریه هایش پیوند بزنم؟ آیا كسى هست كه من غریبانه سر بر شانه هایش بگذارم و هاى هاى بگریم؟ آیا شعله هیچ چشمى همزبان اشكهاى من خواهد شد؟ آیا مویه هاى من در این برهوت غربت، طنین همراهى خواهد یافت؟ كجاست كشتزار حسرتى كه من به اشك چشم، آبیارى اش كنم؟ كجاست دلِ شكسته اى كجاست ناله خسته اى، كجاست چشم شوره بسته اى كه من با ضجه و مویه هایم به همدلى اش برخیزم؟ اى فرزند احمد! آیا بالاخره راهى به سوى تو هست؟ آیا دیدار تو ممكن است؟ آیا زیارت تو میسر است؟ آیا ملاقات تو شدنى است؟ آیا راهى به رؤیت تو مى انجامد؟ آیا این گذران روزهاى ما، یك روز به تو مى رسد؟ آیا این مسیر عمر، جایى به تو پیوند مى خورد؟ آیا از این همه درهاى بسته، روزنى به سوى تو هست؟ آیا از این همه لحظه، یكى به حضور تو متبرك مى شود؟ آیا تو آمدنى هستى؟ آیا روى تو دیدنى است؟ آیا جمال تو به تماشا نشستنى است؟ پس كى به چشمه سار وجود تو مى توان رسید؟ پس كى از زلال خوشگوار حضور تو مى توان نوشید؟ چه طولانى شد این عطش! چه طاقت سوز شد این تشنگى! كى مى شود صبح، ناشتاى چشمهایمان را به نگاه تو بگشاییم؟ كى مى شود شام، تصویر تو را به قاب خوابهایمان ببریم؟ كى مى شود شب و روزمان در فضاى ظهور تو بگذرد؟ كى مى شود عطر ظهور تو در شامه وجود بپیچد؟ كى مى شود صداى گامهاى آمدنت در گوش هستى طنین بیندازد؟ كى مى شود چشم در چشم هم اندازیم و تو را به معاینه دیدار كنیم؟ كى مى شود پرچم پیروزى ات را بر بام هستى بنشانى؟ كى مى شود آن روز كه ما تو را در میان خویش بگیریم و تو به عینه امامت كنى، زمین را از عدل و داد پر گردانى، دشمنانت را به خاك سیاه عقوبت بنشانى و ریشه حق ستیزان و مستكبران و گردنكشان و ستمگران را بسوزانى. و ما بگوییم. الحمدالله رب العالمین.


خدایا! زخمها به دست تو التیام مى پذیرد و اندوه به نگاه تو زایل مى شود. تویى كه درد را درمان مى كنى، تویى كه سختى را آسان مى كنى. خدایا! تنها در تو توان یاورى است و من فقط از تو یاورى مى جویم كه تو خداى دنیا و آخرتى. پس به فریاد این بنده مبتلاى درمانده ات برس اى فریاد رس درماندگان و مبتلایان! و... آقاى او را به او بنمایان! اى قدرتمند بى همتا! اى خدا! اى كه عرش و فرش به فرمان توست! اى كه همه راهها به تو منتهى مى شود، اى كه همه بازگشتها به سوى توست، اى غایت و نهایت هستى! ابرهاى سیاه حرمان را از آسمان دلمان كنار بزن و این عطش هجران را به زیارت آن عزیز فرو نشان! خدایا! و... این ماییم بندگان مشتاق ولىّ تو كه بى صبرانه آمدنش را لحظه مى شمریم. آن ولىّ تو كه یاد تو را در ما زنده مى كند و حضور تو را در وجود ما تداوم مى بخشد. ما مشتاق آن پیام آور توایم كه وجودش را ملجأ و مرجع همه امیدهایمان قرار دادى و او را پناه و پشتیبان ما كردى و دل مارا در آرزوى آمدنش گداختى و به حضورش گرمى بخشیدى و او را امام همه مؤمنان قرار دادى. خدایا! سلام و درود ما را به او برسان و اكرام و ارادت ما را به او ابلاغ كن. خدایا! مأمن او را مأمن و اقامتگاه ما قرار بده و نعمتت را با ظهور او بر ما تمام كن كه او مى تواند ما را به بهشت هایت وارد كند و همنشینى با شهداى بى آلایشت را نصیب ما گرداند. اوست كه مى تواند ما را به سوى تو و رضوان تو رهنمون شود و اوست كه مى تواند ما را به آغوش تو برساند.


خدایا! بر پیامبرت و اهل بیتش درود فرست. درود فرست بر جدّ ولیّمان، محمد صلی الله علیه و آله وسلم ، برترین رسولت و والاترین آقاى آفرینشت.
و درود فرست بر پدر ولیّمان، آن آقاى برتر از ازل و ابد و كهتر از محمد صلی الله علیه و آله وسلم .
و درود فرست بر جدّه اش صدّیقه كبرى، فاطمه دخت پیامبر.
و درود فرست بر پدران برگزیده و نیكوكارش.
و درود فرست بر خودش، برترین، تمام و كمال ترین، مستمرترین، بیشترین و بلیغ ترین سلامهایى كه بر برگزیده ترین خلق خویش نثار مى كنى. از آن سلام ها كه نهایت ندارد، كه غایت نمى پذیرد، كه در حدّ و حصر نمى گنجد، كه هرگز به پایان نمى رسد.
خدایا! با او علم حق را برافراز و به وسیله او باطل را سرنگون كن.
با او اولیائت را عزت و قدرت و شوكت ببخش و به واسطه او دشمنانت را ذلیل و خوار گردان!
خدایا! میان ما و او پیوندى برقرار ساز كه مارا به رفاقت پیشینیانش وصل گرداند.
خدایا! ما را از دست به دامنان و سایه نشینان حضرتش قرار ده
و یاریمان كن تا حقوق او را ادا كنیم و در راه اطاعتش بكوشیم و از نافرمانى اش بپرهیزیم.
رضاى او را بر ما منت گذار. مهر و محبت و خیر و دعا و رحمتش را بر ما ببخش، آن سان كه به گستره رحمت تو درآییم و به رستگارى تو نایل شویم. خدایا! نمازهایمان را به واسطه او قبول كن! گناهانمان را به او ببخش! به خاطر او دعاهایمان را به استجابت برسان! روزیهایمان را به لطف او وسعت بده!
به نگاه او ابر غم از آسمان دلهایمان ببر! و به اشارت او نیازها و خواسته هایمان را برآور!
و با روى خوش و مهربانت ما را بپذیر و به درگاه خویش راهمان ده!
خدایا! با چشم لطف به ما نگاه كن تا در منظر تو كرامت را به كمال رسانیم.
خدایا! به كرمت روى از ما برمگردان و از حوض جدّ او، جدّ ولیمان، و به دست او و كاسه او سیرابمان كن! از آن زلال خوشگوار بى نظیر كه تشنگى پس از آن معنا ندارد.
اى رحیم ترین بخشندگان!






نوع مطلب : ترجمه دعا، 
برچسب ها :
1388/06/7 :: نویسنده : منتظر
به نام خداوند بخشنده مهربان
خداوندا! اى پروردگار نور عظیم!و اى پروردگار تخت بلند مرتبه!
و اى پروردگار دریاى پر خروش!
و اى فرو فرستنده تورات و انجیل و زبور!
و اى پروردگار سایه و گرما و اى نازل كننده قرآن عظیم
و اى پروردگار فرشتگان مقرّب و انبیاء و پیامبران!
خدایا! تو را سوگند مى دهم به چهره مهربانت!
و به روشنایى چهره نورانى و درخشانت!و به فرمانروایى قدیمت
اى زنده پاینده و اى استوار پایدار.
تو را سوگند مى دهم، به آن نامت كه به آسمان ها و زمین ها تابش و درخشش بخشیده.
و به آن نامت كه اولین و آخرین با آن به صلاح و راستى رسیده
اى زنده پیش از هر زنده و اى زنده پس از هر زنده
و اى زنده در آن هنگام كه هیچ زنده نیست.



اى حیات بخش مردگان
و اى میراننده زندگان
اى زنده اى كه هیچ معبودى جز تو نیست.
خدایا سلام و صلوات مارا به مولایمان برسان ؛ آن امام هادىِ مهدى كه به امر تو قیام خواهد كرد ـ صلوات خدا بر او و پدران پاكیزه اش.
سلامى كه از جانب همه مومنین و مؤمنات، در شرق و غرب زمین، از دشتها و كوهها و بیابانها و دریاها
سلامى از سوى من و پدر و مادرم. سلامى به سنگینى عرش خدا و به وسعت كلمات خدا به گستره كلمات خدا و گستره كلمات خدا و در محدوده كتاب خدا.
خدایا! من در این روز و در همه روزهاى زندگى ام، بیعت و تعهد و پیمان و پیوستگى ام را با او تجدید مى كنم.
بیعت و پیمانى كه هرگز نشكنم و عهدى كه به هیچ روى نگسلم.
خداوندا! مرا از یاران و یاورانش قرار دهد.
و از دفاعگران از او و شتابگران در انجام خواسته هاى او
و از اطاعت گران فرامین او از حمایتگران او

و از پیشقراولان در ارادت او
و از شهادت جویان در ركاب او
خدایا؛ اگر میان من و او، مرگ حائل شد. مرگى كه سرنوشت مقرّر و محتوم بندگان توست
مرا از قبرم بدر آور در حالیكه كفن به كمر بسته ام، شمشیر كشیده ام و سلاح افراشته ام و دعوت او را در میان خلایق از هر سنخ لبیك مى گویم.
خدایا! آن چهره درخشان و آن ماه ستوده و تابان را به من بنمایان.
و چشم مرا به لمحه اى از دیدار او روشنى ببخش.
و فرجش را نزدیك و ظهورش را آسان و مسیرش را هموار بگردان و مرا سالك راه و نگاه او قرار داده. و امرش را نافذ كن و پشتش را محكم.
و خدایا شهرهایت را به وسیله او آباد كن و بندگانت را بواسطه او حیات بخش.
چرا كه تو گفتى و گفتار تو حق است كه: در دریا و خشكى تباهى پدیدار شد به خاطر اعمال و رفتار مردم.
پس اكنون اى خدا، ولّى خودت و فرزند دختر پیامبرت را بر ما آشكار كن! همو كه همنام رسول توست.


آنچنانكه به هیچ باطلى دست نیابد مگر كه نابودش كند
و هر چه حق را بستاند و محقق و استوار گرداند.
خدایا! و او را پناهگاه بندگان مظلومت قرارده و یاور هر آنكس كه جز تو یاورى نمى یابد.
و احیا كننده و روشنى بخش آن دسته از احكام قرآنت و اعلام دینت و سنت هاى پیامبرت صلی الله علیه و آله وسلم كه معطل و مكتوم و مهجور مانده.
و خدایا او را از آن كسانى قرار ده كه از شر و آزار ستمگران و تجاوز كاران مصون داشته اى.
خدایا دل پیامبرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم را به دیدار او و پیروانش را به دعوت او شاد گردان.
و به بیچارگى و درماندگى و بى پناهى ما رحم كن.
خدایا! به حضور او بار سنگین این غم و اندوه را از دوش این امت بردار و در ظهورش تعجیل بفرما
كه آنان ظهور موعود را بعید مى دانند و ما نزدیك مى بینیم.
به رحمتت اى مهربانترین مهربانان.
شتاب كن! شتاب كن! اى مولاى ما و اى خداوندگار زمان!







نوع مطلب : ترجمه دعا، 
برچسب ها :


درباره وبلاگ

وقتى سخن از ظهور به میان مى آید احساس دلپذیرى به آدمى دست مى دهد. گویى در فضاى باغى سبز و كنار نهرى جارى نشسته است و به آواز خوش بلبلان گوش مى دهد. آرى
ظهور زیبائى ها و انتشار خوبى ها جان و تن خستگان را نشاط مى بخشد و برق شادى در چشمان امیدواران روشن مى كند.
در این وبلاگ سعی می شود درباره ظهور حضرت مهدى (عج) و آنچه در سایه سار حضور عینى او رخ خواهد داد سخن گوییم
و به تماشاى جمال بى مثالش بى حجاب غیبت مى نشینیم.
امیدوارم از مطالب این وبلاگ در جهت آشنایی بیشتر دیگر هموطنان عزیزم با امام عصر در جامعه بهره ببرید.
التماس دعا
با تشکر

مدیر وبلاگ : منتظر
پیوندهای روزانه
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

كد نوحه

كد مداحی


                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic